رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ارومیه

هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور واحد ارومیه می باشد .اینجانب خود از دانشجویان علوم سیاسی واحد ارومیه می باشم .این محلی است برای پرداختن به اندیشه های مطرح سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی وعلمی و … در جوامع اسلامی بخصوص در ایران عزیزمان می باشد، که صد البته من مدعی حق انحصاری در ابراز این نقطه نظرات نبوده و نیستم، و به آرای اساتید فن و دانشجویان هم رشته ای خودم و بازدید کنندگان محترم (در صورت رعایت اصل احترام متقابل) ارج نهاده و برای آن احترام قائل هستم،

مقدمه ای بر اندیشه سیاسی معاصر ترکیه
نویسنده : حبیب - ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
 

مقدمه ای بر اندیشۀ سیاسی معاصر ترکیه



دربارۀ جامعه شناسی، دولت و سیاست درترکیه به تفصیل در کتاب «علل رشد اسلامگرایی در ترکیه» اثر مؤلف توضیح داده شدهاست. و همچنین مباحث مربوط به تفکر لائیسم ترکی و تقابل آن با اندیشۀ اسلام خلافتی مباحث عمده ای در همان کتاب مطرح شده است.

----------------------------

به ادامه مطلب  بروید.....................................


مقدمه ای بر اندیشۀ سیاسی معاصر ترکیه



دربارۀ جامعه شناسی، دولت و سیاست درترکیه به تفصیل در کتاب «علل رشد اسلامگرایی در ترکیه» اثر مؤلف توضیح داده شدهاست. و همچنین مباحث مربوط به تفکر لائیسم ترکی و تقابل آن با اندیشۀ اسلام خلافتی مباحث عمده ای در همان کتاب مطرح شده است.

----------------------------


اما سؤال پژوهش فعلی این است که: تفکر و اندیشۀ سیاسی معاصرترکیه چگونه تعریف می شود؟ آیا لائیسیزم بعد ازهشتاد سال توانسته است یک نوع تفکر خاص سیاسی و جداناپذیر از جامعۀ ترکیه را ایجادنماید؟ آیا اندیشۀ سیاسی اسلامگرا با قرن ها سابقۀ حضور در جامعۀ ترکیه به شکلجدیدی ظاهر شده است؟ آیا لائیسیزم و تسنن در جامعۀ ترکیه به نوعی همنوایی برایپیشبرد اهداف توسعۀ دنیوی در ترکیه دست یافته اند؟ آیا اندیشه وران ترک برای پایانبخشیدن به انتظار هشتاد سالۀ ترکیه برای پذیرش در جامعۀ اروپایی و غربی، به تعریفو مطرح نمودن اسلام ترکی ـ اروپایی دست یازیده اند؟

و نهایتاً آیا تفکر سیاسی اسلامی معاصر در ترکیه با هیچ یک ازاصطلاحات مصطلح امروزی اندیشۀ اسلامی تعریف می شود؟ و یا می بایست به دنبال تعریف جدید و واژۀ جدیدی برای اندیشۀسیاسی معاصر ترکیه بود.



طبعاً در مباحث جامعه شناسی ترکیه به موارد زیر باید توجه نمود:

1ـ ترکها در مقایسه با اقوام مسلمان دیگر آسیای غربی نظیرعربها و ایرانی ها دیرتر وارد جرگۀ مسلمانان شدند ولی تحرک و قدرت طلبی زورمدارانۀآنها از زمان گرویدن تدریجی به اسلام بسیار بیشتر از دیگر اقوام بوده است.برمبناینظریه عصبیت ابن خلدون اقوام کوچ نشین با روحیه جنگ آوری خاص خود خیلی زود بر شهرنشینان عصبیت از دست داده چیره می شوند.



2 ـ در جامعه شناسی ترکها به مقولۀ مهم«فرصت طلبی» خاص آنها می بایست توجه نمود، چرا که ترکهااز زمان معتصم عباسی که به عنوان غلام و کنیز وارد دستگاه حکومت عباسی شدند بهتدریج غلامان ترک تبدیل به جنگاوران ترک، سپس سرداران ترک و آنگاه سلاطین ترک ونهایتاً با کنار زدن دیگر اقوام خود را خلیفه نیز خواندند و حکومت پانصد سالۀخلفای عثمانی را بنا نهادند. در زمانی که اسلام اوج داشت خود را در رأس تحولات جامعۀاسلامی آن روز قرار دادند و هنگامی که مسلمانان به انحطاط افتادند و جوامع اروپاییو غربی مسلّط شدند به طور کامل هویت قبلی را نفی کرده و خود را اروپایی نامیدند، وبا سماجت بسیار خواهان ورود در جامعۀ اروپایی هستند، اروپا محوری در ترکیه ودرخواست ورود به جامعۀ اروپایی اکنون خواسته ای است که هم لائیک ها و هم اسلامگرایان بر آن اشتراک نظردارند و با حرارت خاصیبر آن پای می فشارند و در پناه روابطگسترده با اروپا و استفاده از غول سرمایه و قدرت غرب خصوصاً آمریکا توانسته اند بهتوسعه یافته ترین کشور مسلمان نشین از نظر اقتصادی تبدیل شوند و حتی درآمد ناخالص ملی خودرا از برخی کشورهای عضو اتحادیۀ اروپا نظیر یونان و پرتغال نیز بالاتر ببرند.واقعیت این است که اروپاییان نیز به خوبی از روحیۀ فرصت طلبانۀ ترکها آگاهی دارند.و به خوبی دریافته اند که ترکها تنها به ورودبه جامعۀ اروپایی اکتفا نخواهند کرد بلکه به تدریج به سوی دست اندازی بر مراکزتصمیم گیری کلیدی و کلان آن نیزحرکت خواهند کرد. به همین دلیل به انحاء مختلف تا به حال سعی کرده اند ترکیه راوارد جامعۀ اروپایی نکنند.

در مباحث دولت و سیاست در ترکیه به مسائل زیر می بایست توجه خاص نمود:


1 ـ دولت ترکیه بعد از فروپاشی شوروی با تشویق و حمایت جدیغرب تفکر و اندیشۀ لائیسیزم حاکم بر ترکیه را به عنوان الگو برای کشورهای مسلمان نشین آسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی (آلبانی و بوسنی)  مطرح نمود و تا اندازۀ زیادی نیز در این زمینهموفق بوده است.


2 ـ به رغم حاکمیت لائیسیزم، ترکها برای به دست گرفتن رهبریکشورهای اسلامی نیز تحرک زیادی داشته اند به طوری که آنها موفقشدند اتباع خود را در مراکزی نظیر سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان دبیرکل به دیگرکشورهای اسلامی بقبولانند.


3 ـ ترکیه مهم ترین و مطمئن ترین پایگاه غرب، آمریکا واسرائیل در میان پنجاه و هفت کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی به شمار می رود و عملاً به رغم وجود پایگاههای متعدد نظامی آمریکا واسرائیل در این کشور کمتر تحرک جدّی و احیاناً خشونت آمیز از طرف جامعۀ این کشور نسبت به حضور نظامیان غربیگزارش شده است. به طوری که این باور پیش آمده که تفکر لائیسیزم و اروپاگرایی درترکیه موفق شده، نگرش منفی مردم مسلمان این کشور به کفر (اسرائیل، آمریکا و غرب)را تحت الشعاع قرار دهد و نوعی هم زیستی جانب گرایانه نسبتبه غرب را در جامعۀ خود نهادینه سازد.


4ـ ترکیه مطابق الگوی والراشتاین (از توسعه) به تدریج ازکشورهای پیرامون به شبه پیرامون انتقال یافته و با جدّیت جهت الحاق به کشورهایمحور تلاش می کند.

5 ـ تفکر لائیسیزم ترکی که با ناسیونالیسم سنتز خاصی را بهوجود آورد در کشورهای عربی نیز مورد اقتباس قرار گرفت به طوری که بسیاری معتقدندافرادی نظیر علی عبد الرازق کتاب اسلام و اصول الحکم خود را از اثر منتشر شده ازطرف لائیک های ترک جهت توجیهلائیسیزم اقتباس کرده است.

در خصوص ارتباط اندیشۀ حاکم بر جامعه و دولت ترکیه با جامعۀاسلامی ایران موارد زیر قابل توجه است:


1ـ ایران و ترکیه به دلیل عوامل مختلف تاریخی، جغرافیایی،اقتصادی و قومیتی بر یکدیگر تأثیر و تأثّر دارند و در مواقعی نقش الگو برای یکدیگرداشته اند در حال حاضر حاکمیت اندیشۀ دینی در ایران و اندیشۀ لائیک در ترکیه نوعی تقابل اندیشه ای را بین دو کشور رقم زده است.

2 ـ حمایت جدّی غرب از اندیشۀ لائیسم در ترکیه و تلاش غرببرای تضعیف اندیشۀ دینی در ایران نوعی کشاکش و رقابت جدّی در همۀ عرصه ها را بیندو کشور موجب شده است. هیچکس نمی تواند منکر رقابت اندیشۀایران و ترکیه در قفقاز، آسیای میانه، کردستان عراق ، بوسنی و... شود، که در همهآنها ترکیه به عنوان نمایندۀ اندیشۀ غرب در مقابل اندیشۀ دینی عمل کرده است.

3 ـ ترکیه اولین کشور اسلامی بود که اندیشۀ جدایی دین ازسیاست و تسلّط زورمدارانۀ تجدد  غربی بهوسیلۀ آتا ترک در آن تجربه شد و به سرعت این اندیشه توسط دیکتاتورهای دیگری نظیررضا خان در ایران و امان الله خان در افغانستان اقتباس شد.

علاوه بر لزوم پاسخ به سؤالات ابتدای نوشتار، موارد زیر نیزجهت پژوهش پیشنهاد می شود:

1ـ تسلّط زورمدارانۀ تفکر لائیسم در ترکیه طبعاً نگرشی جدیدبه اسلام و سیاست را در نخبگان اسلامگرای ترک بوجود آورده است طبعاً ترکیۀ فعلی بهدلایل متعدد نظیر نبود طبقۀ علما، پذیرش مفاهیم مدرنیسم توسط بخش عمده ای از جامعهو... در آن کمتر اسلام گرایی به مفهوم سنّتی آن و یا بنیادگرایی نظیر برخی ازکشورهای عربی را شاهد هستیم، بلکه در فضای اندیشه ای اسلام گرایی در ترکیه شاید بهنوعی اندیشۀ دینی که از سنتز عوامل سه گانۀ غرب، ناسیونالیسم ترک و اسلام خلافتیعثمانی برسیم. بنابراین لازم است مفهوم عمیق و پایه ای اندیشۀ اسلام گرا در ترکیهتبیین و تعریف شود.



2ـ مفاهیم جدید نظیر دموکراسی، توسعه، و عمل گرایی بهاصولی خدشه ناپذیر در بین تمام متفکران ترکیه ای تبدیل شده است، و طبعاً اندیشۀدینی در این فضا نوع دیگری است. آیا این اندیشه در مفهوم پراگماتیسم اسلامی جای میگیرد و یا واژه های دیگری نظیر مدرنیسم اسلامی برای آن مناسب است. برخی از نظریاتدر این باره در کتاب علل رشد اسلام گرایی در ترکیه ص99 تا 109 آمده است.

همچنین آیا احزاب اسلام گرا در ترکیه  به همان اندازه به اسلام نگاه می کنند که احزابدموکرات مسیحی درکشورهایی نظیر آلمان و ایتالیا به مسیحیت نگاه می کنند؟



3 ـ تفکرات سنّتی قدیم نظیر طریقت، خلافت و تصوّف کهمقوّمات اصلی اسلام ترکها را تشکیل می داد چگونه جدید شده، و با چه نگرشی به اسلامکار می کنند.



4 ـ اساساً آیا کشمکش بین تفکر دینی و لائیسم به تقابل جدیبین آن دو خواهد انجامید، و نهایتاً اندیشه های دیگر نظیر علوی گرایی در جامعۀترکیه تا چه اندازه ای اثرگذار است.

5 ـ در عرصۀ اثرگذاری ترکیه بر کشورهای دیگر خصوصاًهمسایگان خود، تردیدی نیست که ترکیه سعی کرده است به عنوان برادر بزرگتر نوعیاعمال نفوذ گسترده در کشورهای ترک زبان آسیای مرکزی قفقاز و قبرس ترک داشته باشند.

به نقل از انجمن مطالعات سیاسی