رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ارومیه

هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور واحد ارومیه می باشد .اینجانب خود از دانشجویان علوم سیاسی واحد ارومیه می باشم .این محلی است برای پرداختن به اندیشه های مطرح سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی وعلمی و … در جوامع اسلامی بخصوص در ایران عزیزمان می باشد، که صد البته من مدعی حق انحصاری در ابراز این نقطه نظرات نبوده و نیستم، و به آرای اساتید فن و دانشجویان هم رشته ای خودم و بازدید کنندگان محترم (در صورت رعایت اصل احترام متقابل) ارج نهاده و برای آن احترام قائل هستم،

انقلابهای - بهار عربی یا بیداری اسلامی
نویسنده : حبیب - ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤
 

انقلابهای - بهار عربی و اسلامی

همان طور می دانیم این انقلابها که از کشور تونس با خود سوزی یک جوان جویای کار تونسی  و اعتراضات مردمی  کشور تونس منجر به فرار بن علی از کشور شد بعد از آن یک سری اعتراضات سراسر کشورهای عربی را در بر گرفت .خیلی از تحلیل گران مسائل سیاسی  را به صحنه آورد که هر یک به فراخور حال نسخه ای تجویز می کردند و تحلیل های گوناگونی ارائه دادند .کشورهای مانند ترکیه در صد سوار شدن بر جریانات مردمی و انقلابی منطقه بر آمدند حتی تحلیل گران و سیاسیون غربی را به چاره اندیشی انداخت انقلاب مصر و سقوط دیکتاتوری دیگر منطقه و نیز به دنبال انقلاب مردمی لیبی و یمن ..

 


انقلابهای - بهار عربی یا بیداری اسلامی


همان طور می دانیم این انقلابها که از کشور تونس با خود سوزی یک جوان جویای کار تونسی  و اعتراضات مردمی  کشور تونس منجر به فرار بن علی از کشور شد به دنبال آن یک سری اعتراضات مردمی سراسر کشورهای عربی را در بر گرفت .خیلی از تحلیل گران مسائل سیاسی  را به صحنه آورد، که هر یک به فراخور حال نسخه ای تجویز می کردند و تحلیل های گوناگونی ارائه دادند .کشورهای مانند دولت اردوغان ترکیه در صد سوار شدن بر جریانات مردمی و انقلابی منطقه بر آمدند ،حتی تحلیل گران و سیاسیون غربی را به چاره اندیشی انداخت .انقلاب مصر و سقوط دیکتاتوری دیگر منطقه و نیز به دنبال انقلاب مردمی لیبی و یمن ..

منطقه خاورمیانه و شاخ آفریقا پس از پایان استعمار پایان گذر از امپراتوریهای در حال مرگ و جنگهای جهانی اول و دوم به تدریج استقلال خود را پیدا کردند در بیشتر این کشورها با دخالت مستقیم و غیر مستقیم استعمار گران بخصوص استعمار پیر بریتانیا و مسائل حل نشده قومیت ها درکشورهای تازه به استقلال رسیده  به قوت باقی ماند کشورهای با قومیت های مختلف و البته با اعمال قدرت یک قوم برتر و نیز در حاشیه بودن اقوام دیگر از کشورها  در منطقه خاورمیانه زیادند بعضی ازعوامل از جمله مذهب و دین مشترک انگیزه واحدی را  برای یکپارچه نگه داشتن یک کشور وجود دارند، ولی در بیشتر موارد این نیز معضلی برای بعضی از کشورهای منطقه خاورمیانه می باشد، مانند عراق اکثریت نسبی شیعه تحت تسلط سنی مذهبان ، البته در بعضی از کشورها تحت حاکمیت حکومتهای لائیک  می باشند نمونه ترکیه .در اکثریت به اتفاق این کشورها تحت سلطه ایدئولوژی برتر متعلق به نظام تک حزبی حاکم و نیز نظام خاندانی پادشاهی عرب خلیج و یا در بعضی موارد نظام حاکم ایدئولوژی تک مذهبی رسمی می باشد.

 

 

 

اکثریت به اتفاق رژیم های منطقه خاورمیانه  دارای شرایط زیر بوده و هستند.

1.رژیم های توتالیتر بسته با یک ایدئولوژی حاکم(تک حزبی- رهبر کاریزمایی)

2.نظام پلیسی سیاسی که هر گونه مخالفت از درون به شدت سرکوب می نمایند و هرگونه مخالفتی را بر نمی تابد.

3. غیر دموکراتیک بودن و فرمایشی بودن  انتخابات – استفاده از فیلترینگ و حذف نامزدهای مخالف و قومیتی به دلایل متعدد امنیتی و احساس خطر فروپاشی از درون.

4.سرکوب  هرگونه حرکتهای قومی و دموکراتیک( از داخل به نام ایدئولوژی حاکم توتالیتر )

5.پشتیبانی یکی از ابرقدرت ها شرق یا غرب  (گاه به عنوان هم پیمان استرتژیک و پایگاه یکی از قدرت های برتر –  مورد ترکیه و بحرین برای ایالات متحده و سوریه برای فدارتیو روسیه )

6.محل تلاقی هژمونیک قدرتهای برتر

7.پشتیبانی استژیکی و لجستیکی درواقع آزادی عمل  در سرکوب قومیت ها و گروههای میانه رو معتدل و دموکراتیک( به نام ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی)

8. مادام عمر بودن قدرت سیاسی حاکمیت ( ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی)

9.نظام اقتصادی وابسته و وارداتی به غرب و اتکا به درآمدهای نفتی

10. نظام سرمایه داری و اقتصاد  متمرکزدر دستان اقلیت و خانواده سنتی (هزار فامیل)

11. در دست داشتن و توزیع نامناسب پست های سیاسی و حساس سیاسی و نظامی در دست اقلیت قدرت حاکم  ( ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی)

12. موروثی بودن پست های کلیدی سیاسی در دست اقلیت قدرت حاکم  ( ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی)

13.نظام سرکوب گر تک حزبی چپ افراطی  (حزب بعث سوریه – عراق و یمن علی عبدالله صالح  و قذافی)

14.نظام های پادشاهی سنتی مرفه خاندانی در کشورهای خلیج تمرکز ثروت و قدرت سیاسی در خاندان حاکم .

15.سرکوب اقلیتهای قومی و مذهبی در این کشورها به نام اقلیت قدرت حاکم  ( ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی) و گاه  به اتهام تروریسم و دخالت بیگانگان (بعد از واقعه 11 سپتامبر  تشدید  شده است)

16. داعیه رهبری امت اسلامی – و پیشرو بودن در مقاومت و جبهه پایداری استعمار.

17.در انحصار بودن رسانه ها ی  نوشتاری و رادیو و تلویزیون  در خدمت ایدئولوژی های سه گانه حزبی- لائیک –رهبری کاریزمایی) در اکثر موارد کتمان نابسامانیها و عقب ماندگیها داخلی و بزرگ جلوه دادن  رهبران ملی و کاریزمایی – کتمان فساد و ارتشا ارگانهای دولتی .گنجاندن احساسات و ایده های و حزبی و مذهبی در فیلم ها و پروپاگاندای (تبلیغات دروغین برای بالا بردن احساسات قومی ملی و مذهبی و کاریزمایی رهبری )

18.برگزاری دیوانه وار سالیانه سالگردهای ملی و حزبی و مذهبی و حیف میل اموال عمومی در جهت تبلیغ مرام و ایدئولوژی حاکم  .

 

بعد از فروپاشی ابرقدرت شرق  و واقعه 11 سپتامبر و هژمونی جدید منطقه ای ایالات متحده امریکا در دو مورد افغانستان و عراق  و حذف رژیم های غیر دموکراتیک و سرکوبگر بعث عراق و طالبان افغانستان و استقلال کشورهای اوراسیا و نیز انتخابات آزاد و دموکراتیک در این کشورها و به ویژه خومختاری نسبی   اقلیت کردها در عراق و کشورهای مانند ترکیه و ایران و سوریه احساس خطر احساسات قومی تحت سلطه آنها می رفت .کشور ترکیه و در مواردی چند به خاک  عراق به مناسبت حضور احزاب معارض  در اقلیم کردستان بارها یورش برده ، حتی به خاک عراق به واسطه وجود ترکمن چشم داشت ارضی دارد.

مورد لیبی در شاخ آفریقا

لیبی با ذخایر نفتی غنی، کشوری است در سواحل جنوبی دریای مدیترانه که بیشتر مساحت آن را بیابان پوشانده است. این کشور دارای تاریخی کهن است اما در دوران معاصر اشتهار آن بیشتر به خاطر حضور سرهنگ معمر قذافی رهبر نامتعادل آن بوده است که ۴۲ سال بر این کشور حکمرانی کرد. سرهنگ معمر قذافی رهبر کاریزمای ملی با ان حرکات مسخره و دیوانه وار و گاه ژست کاریزمای دینی (ازجمله همکاری در تهیه فیلم های مذهبی الرساله و عمر مختار )41 سال عوام فریبانه ملت لیبی چپاول کرد.

لیبی یکی از مستعمره های سابق امپراتوری روم شاهد کشورگشایی امپراتوری بیزانس، اعراب، ترک های عثمانی و ایتالیایی ها در دوران معاصر بوده است. لیبی در سال ۱۹۵۱ به استقلال دست یافت.با اکتشاف نفت در سال ۱۹۵۹، لیبی - که در آن زمان کشوری پادشاهی تحت فرمانروایی رهبر صوفیان سنوسی بود - به کشوری ثروتمند تبدیل شد.

ده سال پس از استقلال، در سال ۱۹۶۹، سرهنگ قذافی از طریق کودتایی نظامی و براندازی شاه ادریس به قدرت رسید و به این ترتیب فصلی پر تحول و جدید در تاریخ لیبی آغاز شد.

سرهنگ قذافی در ابتدا تحت تاثیر اندیشه های جمال عبدالناصر، رئیس جمهور وقت مصر، با ترکیبی از نگرش ملی گرایی عربی و سوسیالیسم تلاش کرد با سیستم حکومتی وی برابری کند. اما دیری نگذشت که به شیوه های حکومتی به شدت غیر متداول متوسل شد.

 در پی برخوردهای خشونت‌آمیز دولت با قیام مردمی، جهان یک بار دیگر در مقابل دولت لیبی قرار گرفت .

قذافی با تشریح اندیشه های خود در "کتاب سبز" تلاش کرد تا جایگزینی برای کمونیسم و کاپیتالیسم ارائه دهد. وی سیستم جدید حکومتی را "جماهیریه" نامید و جمهوری عربی لیبی را به "جماهیر عربی سوسیالیستی خلق عظیم لیبی" تغییر داد.

در نظام سیاسی جدید، در ظاهر نظام دمکراسی مستقیم حاکم بود که در آن قدرت در دست کمیته های مردمی بود و مردم مستقیما و بدون واسطه و انتخاب نماینده و وجود احزاب سیاسی در تصمیم‌گیری‌های دولت سهیم بودند.

اما در عمل قدرت سرهنگ قذافی مطلق بود و از طریق "کمیته های انقلابی" متشکل از هواداران رژیم اعمال می شد.ولی عملاً قدرت در درون خانوده قذافی بود و اطرافیان مانند اکثریت کشورهای اسلامی و عربی فساد و چپاول ثروت ملی و حیف میل اموال عمومی توسط اطرافیان قذافی  ادامه داشت.

بعد از انفجار هواپیمای پان آم (پان آمریکن) بر فراز شهر لاکربی در اسکاتلند در سال ۱۹۸۸، که لیبی از سوی آمریکا مسئول این بمب گذاری معرفی شد، رژیم قذافی از سوی مجامع بین المللی طرد شد.

اما در سال ۲۰۰۳ رژیم قذافی با پذیرفتن رسمی مسئولیت این بمب گذاری، پرداخت غرامت به بازماندگان و تحویل دو تن از مظنونان که یکی از آنها با نام عبدالباسط المقراحی به دست داشتن در این حمله محکوم شد، اعتبار تازه ای پیدا کرد. سازمان ملل متحد متعاقبا تحریم ها علیه لیبی را لغو کرد.

اما در سال ۲۰۱۱ با برخوردهای خونین و خشونت‌آمیز دولت با قیام مردمی که با الهام از شورش ها در جهان عرب شکل گرفته بود، جهان یک بار دیگر در مقابل دولت لیبی قرار گرفت. شورای امنیت با استفاده از فصل هفتم منشور منطقه پرواز ممنوع بر فراز لیبی بر قرار کرد ، دولتهای روسیه و چین مخالف حمله ناتو به لیبی بودند .

 با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز، اقتصاد لیبی همچنان توسعه نیافته است.قذافی همچنان به قیمت ویرانی کشورش تا لحظه آخر ایستاد آنهم در مقابل کشتار هزاران انسان بی دفاع به این امید که بتواند به حکومت توتالیتر خود ادامه دهد .شورای ملی انتقالی که از درون نیروهای شورشی پدید آمد، اکنون اداره دولت این کشور را بر عهده دارد و عهد کرده است که لیبی را به کشوری تکثرگرا و دمکراتیک تبدیل کند.

حکومت توتالیتر استبدادی سرهنگ قذافی پس از شش ماه قیام مردمی و در پی آن جنگ داخلی سرانجام در ۲۰۱۱ به پایان رسید.

شورای امنیت سازمان ملل با صدور قطعنامه ای به منظور حفظ جان شهروندان غیر نظامی به عملیات هوایی ناتو در لیبی رای مثبت داد.سرانجام پس از ماه ها کشمکش، در اوت ۲۰۱۱ شورشیان، طرابلس را تحت تصرف خود در آورده و چند هفته بعد سرهنگ قذافی در طی حمله ای به آخرین مخفیگاهش، کشته شد.شورای ملی انتقالی و دولت موقت لیبی اکنون با چالش دشوار استقرار ثبات روبروست. خلع سلاح نیروهای شورشی، احیای اقتصاد، ایجاد نهادهای مسئول و موظف و اجرای وعده هایی که برای دستیابی به دمکراسی و حاکمیت قانون داده شده است، از جمله این چالش هاست.

 

مورد سوریه


 سوریه که زمانی مرکز امپراتوری اسلامی بود، قلمروی است که در گذشته مورد تهاجم و اشغال تقریبا همه قدرتهای بزرگ قرار گرفته است، از جمله رومی‌ها ، مغولها ،صلیبیون و ترکها.

سوریه کشوری است با جلگه های حاصلخیز، صحرا و کوهستان که در آن گروههای نژادی و مذهبی گوناگونی از قبیل کردها، ارمنی ها، آسوری ها، شیعیان علوی و دروزی ها زندگی می کنند. اما اعراب سنی بخش اعظم جمعیت را تشکیل می دهند.سوریه کنونی در سال ۱۹۴۶ استقلال خود را از فرانسه بدست آورد. اما در پی آن، به ویژه به دلیل منافع متضاد گروههای مختلف در جامعه، شاهد دورانی از بی ثباتی سیاسی بود.سوریه و مصر برای مدت کوتاهی (۶۱-۱۹۵۸) در دوران ریاست جمهوری جمال عبدالناصر در مصر، اتحادیه ای را تشکیل دادند. ولی با وقوع یک کودتای نظامی، سوریه مجددا راه استقلال کامل را در پی گرفت.

در سال ۱۹۶۳ حزب پان عرب بعث، که تحت کنترل علوی‌ها است، قدرت را به دست گرفت و تا به امروز در کشور حکمرانی می کند.

حکومت بعثی، به ویژه در دوران حافظ اسد، در عرصه داخلی با حکمرانی اقتدارگرایانه و در عرصه بین المللی با سیاستی شدیدا ضد اسرائیلی توصیف شده است.

در سال ۲۰۰۵ و پس از ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان، سوریه به شدت از سوی جامعه بین المللی تحت فشار قرار گرفت تا ارتش خود را از لبنان خارج کند.

از همان میانه های بحران سوریه که خیل پناهجویان سوری به ترکیه روان شدند و دولتمردان ترک "پیام وقت تو هم سرآمده " به بشار اسد فرستادند، هراز گاه در سخنرانی های آتشین، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه صحبت از لبریز شدن صبر آنکارا می کرد. همیشه سوال خبرنگاران هم این بود که آیا این از کف دادن صبربه مداخله ای نظامی می تواند ختم شود؟ یکبار تابستان سال گذشته وقتی ماشینهای زرهی و تک تیراندازهای سوریه بربالای تپه های روبروی روستای گوچی در مرز دوهمسایه ظاهر شدند. در مقابل ارتش ترکیه هم تفنگ داران بیشتری را در مرز مستقر کرد. فضا آن قدر تشنج آمیز به نظر می آمد که انگار جرقه ای کوچک می توانست به جنگی بزرگ منجر شود. حالا بار دیگر اعزام نیروهای ارتش ترکیه به کلیس دیگر شهر مرزی دو کشور، احتمال مداخله نظامی ترکیه در همسایه جنوبی اش را قوتی بیش از پیش بخشیده است هرچند به نظر می رسد دولت این کشور هنوز در محاسبه عواقب این لشگرکشی درمانده است.

ناتو که ترکیه جبهه اصلی آن درمقابل سوریه است تاکنون نشان داده که سر آن ندارد بدون تأیید جامعه جهانی در قالب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد وارد مداخله نظامی در سوریه شود و چین و روسیه هم هر قطعنامه ای که حاوی تحریم و فشار سیاسی و اقتصادی بیشتر بر دمشق باشد ناکام می گذارند چه رسد به تصمیمی برای مداخله نظامی.

 

گزارش سازمان ملل متحد مقامات سوری و سیاستمداران لبنانی تحت حمایت سوریه را به دخالت در این ترور متهم کرد. حکومت سوریه این اتهام را رد می کند.

در داخل کشور حکومت توتالیتر بعث هرگونه مخالفتی را به شدت سرکوب می کند. گمان می رود که در سال ۱۹۸۲ هزاران نفر در سرکوب قیام اخوان مسلمین در شهر حما، کشته شده باشند.

پس از مرگ حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ فضای سیاسی در سوریه اندکی بازتر شد و در نتیجه دهها زندانی سیاسی آزاد شدند. اما تضمین حداقل آزادی های سیاسی و تعدیل کنترل مطلق حکومت بر اقتصاد هنوز عملی نشده است.

در عرصه جهانی انزوای حکومت سوریه رو به افزایش بوده و در سالهای اخیر به اتهام حمایت از شورشیان در عراق به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است. در مقابل سوریه دولت آمریکا را متهم می کند که در تلاش برای سرنگون کردن حکومت این کشور است.

با این حال، کم نیستند سیاسیون ترک که خواهان مداخله نظامی کشورشان در سوریه اند. برخی مانند" ادریس بال "عضو ارشد کمیسیون سیاست خارجی حزب حاکم عدالت و توسعه حتی معتقد است که هر چه زودتر مجلس باید برای صدور اجازه این لشگرکشی تشکیل جلسه دهد.او گفته پارلمان ترکیه نباید مانند زمان حمله آمریکا به عراق عمل کرده خود را منزوی کند بلکه باید از آن درس بگیرد و وارد عمل شود. آقای بال و بعضی دیگر معتقدند برای اینکار حتی شاید نیازی به تأیید سازمان ملل و چراغ سبز ناتو نباشد، تفکر آنان بین برخی دولتهای عربی و بخش عمده مخالفان سوری بشار اسد هم حامیان زیادی دارد و چه بسا اگر ترکیه دست به چنین اقدامی بزند، بعضی از ارتشهای عربی، بخصوص قطر و عربستان سعودی هم به این لشگرکشی بپیوندند.

افزایش روزافزون تلفات غیرنظامیان در سوریه و مطرح شدن عناوین هول انگیزی همچون نسل کشی در مورد آنچه در سوریه رخ می دهد و وضعیت بالکان را در گذشته ای نه چندان دور یادآوری می کند، می تواند توجیه قانع کننده ای برای عملیات نظامی ارتش ترکیه باشد و به آن بعد انساندوستانه بدهد.

احمد داوود اوغلو، وزیر امورخارجه ترکیه که از او به عنوان یکی از حامیان نظریه مداخله نظامی در سوریه یاد می شود هم بر سر سفره افطاری که برای شماری از روزنامه نگاران گسترده بود، وضعیت کنونی سوریه را با آنچه بیست و چهار سال پیش بر حلبچه در عراق رفت مقایسه کرد و افسوس خورد که چرا ترکیه در آن زمان برای جلوگیری از آن فاجعه بشری وارد عمل نشد.

شاید این آقای داوود اوغلو، وزیر امورخارجه ترکیه فراموش کرده باشند دولت لائیک جمهوری ترکیه  حدود  000/50 نفر از کردها را در منطقه درسیم ترکیه قتل عام کرد  رژیمی توتالیتر که همواره  حقوق 40 میلیون نفرکرد این کشور را نا دیده گرفته  و هرگونه اعتراض را به نام تروریسم و یا دخالت بیگانگان خفه می کند  و مضحک آن است که ملت کرد را ترکهای کوهستانی می دانستند و و جود آنها انکار می کردند .حال داوود اوغلو، وزیر امورخارجه ترکیه ژست انسان دوستی  به خود می گیرد و نمی خواهد شاهد کشتار حلبچه دیگری در همسایگی اش شود.این کشور در سایه پشتیبانی لجستیکی و تسلیحاتی ایالات متحده به نام جنگ با تروروریسم کردهای این کشور را قتل عام  می کند و آزادیهای مدنی کردها را با ها و بارها نقص می کند به جرم تنها قرائت متن سوگند نامه یک نماینده زن کرد این کشور به زبان کردی او را به 15 سال زندان محکوم می کند حال داعیه اسلام گرایی و رهبری عوام فریبانه جهان اسلام یا همان خلافت منسوخ عثمانی را دارد.

قربانیان حلبچه اما، کردهایی بودند که هم اکنون هم تبارانشان در سوریه قوت گرفته و با به دست گرفتن کنترل بخش مهمی از مرز سوریه با ترکیه، تندترین و جدی ترین تهدیدی را برانگیختند که تاکنون در مورد مداخله نظامی در سوریه از زبان رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه بیان شده است.

تشکیل دولت خودمختار کرد تازه ای در همسایگی ترکیه به دلیل نفوذ زیاد پ ک ک در آن، می تواند خطری جدی برای امنیت ترکیه ایجاد کند و به باور حامیان جنگ در این کشور باید تا دیر نشده این خطر را که رفع آن راهی جز مداخله نظامی ندارد از میان برداشت.

همچنین به باور آنانی که در ترکیه بر طبل جنگ می کوبند، اسلامگرایان ترک با لشگرکشی و یکسره کردن کار حکومت بشار اسد هم بر محبوبیت خود در دلهای مسلمین خواهند افزود، هم بر حوزه نفوذ خود در جهان عرب، گسترش و قدرت بیشتری خواهند بخشید.اما جنگ در ترکیه مخالفان زیادی هم دارد، مخالفانی که طیف سیاسی گسترده ای از کردهای ناراضی تا احزاب سکولار را دربر می گیرد.

پس از آنکه رجب طیب اردوغان سخنرانی تند و تهدیدآمیز خود را علیه قدرت گرفتن کردهای هوادار پ ک ک در سوریه ایراد کرد، صلاح الدین دمیرتاش دبیرکل حزب کرد آشتی و دموکراسی تهدیدهای نخست وزیر را نژاد پرستانه خواند و گفت که "درد اردوغان" پ ک ک یا پ ی د (حزب اتحاد دموکراتیک – شاخه سوری پ ک ک) نیست بلکه او "آشکارا با کردها دشمنی می ورزد".

واکنش تند دبیرکل بزرگترین جریان سیاسی قانونی کرد در ترکیه، نمونه ای از رویکرد جامعه کردهای ترکیه به انگیزه آقای اردوغان برای مداخله در سوریه و عکس العمل احتمالی آنان به درگیری احتمالی ارتش کشورشان با همتبارانشان در آن سوی مرز است.

همزمان با سخنرانی صلاح الدین دمیرتاش که در شهر کردنشین سوروچ در نزدیکی مرز سوریه ایراد شد، کمال قیلیچ دار اوغلو، رهبر حزب جمهوری خلق که رقیب اصلی حزب حاکم عدالت و توسعه است در همایشی حزبی در گوشه ای دیگر از ترکیه، حملات تندی به موضعگیری آقای اردوغان کرد، مداخله نظامی در ترکیه را "فرو رفتن در باتلاق" توصیف کرد و گفت مردم ترکیه نباید بهای تأمین منافع غرب را بدهند.

اصطلاح باتلاق یادآور توصیفی است که برای حمله آمریکا و متحدانش به عراق به کار رفت، حمله ای که هزینه سنگینی به ملتها و دولتهایی تحمیل کرد که ارتشهایشان روانه عراق شد.

آنچه در "باتلاق سوریه " میتواند در انتظار ترکیه باشد .لشکرکشی ترکیه به مرز سوریه بار دیگر این سوال را ایجاد کرده که 'آیا ممکن است ترکیه در سوریه مداخله نظامی کند؟'

اوضاع سوریه بسی پیچیده تر از عراق دوران صدام حسین است، ارتش ترکیه اگر وارد سوریه شود شاید بتواند با تکیه بر برتری نظامی و همراهی دولتهای ثروتمند عرب حاشیه خلیج فارس کار حکومت بشار اسد را در دمشق در مدت کوتاهی یکسره کند اما همان گونه که برای آمریکا و متحدانش هم جنگ بیش از چند هفته به طول نینجامید اما نا آرامی پس از جنگ بود که هشت سال از آنان قربانی گرفت و بحران آفرید، سوریه جنگزده هم می تواند برای ترکیه باتلاقی عمیقتر و چسبناکتر از وضعیتی باشد که آمریکاییها و متحدانشان در عراق در آن فرو رفتند.

دولت بشار اسد شاید در دمشق سقوط کند اما بعید نیست بتواند با تکیه بر هوادارنش در مناطق علوی نشین ساحل مدیترانه ادامه حیات دهد و همچنان مقاومت کند، وجود پایگاه نظامی روسیه در بندر طرسوس هم می تواند محدودیت بزرگی برای عملیات نظامی ترکیه در آن منطقه ایجاد و به ادامه حیات و مقاومت بازمانده هواداران حزب بعث حاکم سوریه کمک کند.

ترکیه همچنین در جبهه شرق با پ ک ک مواجه خواهد شد که در خاک سوریه، هم از توان نظامی فراتر از آنچه در ترکیه دارد برخوردار است و هم پشتوانه مردمی اش که ارتشی خارجی را در برابر خود می بینند بسیار بیشتر از حمایتی است که کردهای ترکیه از چریکهایش می کنند.

در حال حاضر، سیل آوارگانی که به همسایگان سوریه، از جمله ترکیه سرازیر می شوند در حال فراتر رفتن از حد تحمل این کشورهاست و حتی مسئولان ترک هم به آن اذعان می کنند. تبدیل سوریه به صحنه جنگی تمام عیار، حجم این سیل را بسیار بالاتر خواهد برد و بحران انسانی شدیدتری از وضعیت کنونی خواهد آفرید. تلفات غیرنظامی هم همچون آنچه در عراق و افغانستان رخ داد اجتناب ناپذیر است و جای خود دارد.

چنین محیط پربحرانی، بستری مناسب برای رشد القاعده هم می تواند باشد که تاکنون هم نشانه هایی از حضورش در سوریه به چشم خورده و هم اکنون نیز مردان مسلح خارجی که خود را جهادی می نامند، یکی از گذرگاههای مرزی با ترکیه را به تصرف خود در آورده، از برپایی دولت اسلامی دم می زنند و نشانه هایی همچون جنگجویان خارجی در افغانستان را از خود بروز می دهند که در آن کشور نام طالبان و القاعده بر آن نهاده شد.

از سوی دیگر، ترکیه با لشگرکشی به سوریه، هم خشم روسها را که تأمین کننده اصلی انرژی ترکیه اند برخواهد انگیخت و رابطه خود را با این قدرتی که در همسایگی اش قرار دارد در خطر خواهد داد و هم رابطه اش با ایران را که طی سالهای حکومت اسلامگرایان، شکوفا شده و منافع سیاسی و اقتصادی زیادی نصیب دولت اردوغان کرده، یکسره به فنا خواهد داد.

 بشار اسد


 بشار اسد در جریان رفراندوم سال ۲۰۰۷ برای یک دوره هفت ساله دیگر ریاست جمهوری را به دست گرفت.

بشار اسد متولد ۱۹۶۵، دمشق اندکی پس از فوت پدرش حافظ اسد و پایان استبداد حکومت مدام العمر حافظ اسد  در ۱۰ ژوئن ۲۰۰۰ جانشین موروثی پدرشد. بشار پس از کشته شدن پسر ارشد حافظ اسد در یک تصادف رانندگی در سال ۱۹۹۴ ، برای جانشینی پدر اش برگزیده شد.

بشار سومین فرزند حافظ اسد است. او در رشته چشم پزشکی در دمشق و لندن تحصیل کرده است. او در سال ۱۹۹۴ به ارتش پیوست و در سال ۱۹۹۹ به درجه سرهنگی رسید. در شش سالی که برای بدست گرفتن قدرت آماده می شد، با رهبران کشورهای عربی دیدار کرده و با افراد صاحب نفوذ در سیاست سوریه آشنا شد.

در آغاز ریاست جمهوری او، سوریه شاهد دوره کوتاهی ازفضای باز و اصلاحات بود. زندانیان سیاسی آزاد شدند و سانسور رسانه ها تعدیل شد. بحث و اظهار نظر های سیاسی ممکن شد و منتقدان توانستند دیدگاههای خود را برای تغییرات سیاسی مطرح کنند.اما سرعت این تحولات جناح حاکم شامل ارتش، حزب بعث و اقلیت قومی علوی ها را نگران کرد. نگران از بروز بی ثباتی و در هراس از کاهش اقتدارشان، جناح حاکم نه تنها جلوی اصلاحات را گرفت بلکه اوضاع را کاملا به حالت سابق باز گرداند.

بشار اسد در جریان رفراندوم سال ۲۰۰۷ برای یک دوره هفت ساله دیگر ریاست جمهوری را به دست گرفت. او تنها کاندیدای این مقام بود.شکاف در سیستم سیاسی این کشور در اوایل سال ۲۰۱۱ میلادی یعنی در بحبوحه موج موسوم به " بهار عربی" آغاز شد. موجی از نارضایتی های مردمی که آفریقای شمالی و خاورمیانه را در برگرفت.بشار با هدف عوام فریبی و ژست دموکراتیک به خیال خود این بیداری عربی در پشت دیوارهای  مرزی سوریه محدود می ماند .اقوام این کشور هیچ حقی در حکومت نداشتند . صدها هزار  کرد حتی فاقد هویت و شناسه ملی بودند..روزنامه ها و رسانه ها در انحصار دولت مرکزی بعث سوریه بودند مانند اکثر کشورهای توتالیتر دیگر خاورمیانه خفقان  و سرکوب محدود به درون مرزها بود .

 

اتحادیه عرب در واکنش به سرکوب معترضان، عضویت سوریه را در این نهاد به حال تعلیق درآورده است

در پی به نتیجه رسیدن اعتراضات مردمی علیه حکومت های مستبد در مصر و تونس، تظاهراتی که ماهها پیش از آن تصورش را هم نمی شود کرد در دمشق و چند شهر دیگر این کشور آغاز شد، اعتراضاتی که با سرکوب شدید نیروهای امنیتی مواجه شد.

در آوریل سال ۲۰۱۱، بشار اسد به منظور آرام کردن اوضاع درصدد برآمد تا امتیازاتی را به معترضان بدهد، از جمله لغو حالت فوق العاده که نزدیک به ۵۰ سال بر کشور حاکم بود و برکنار کردن دولت.

بشار اسد با متهم کردن معترضان به این که آلت دست اسرائیل هستند، باعث برانگیخته شدن خشم بسیاری در کشور شد.شدت گرفتن اعتراضات در شهرهای مختلف با موجی از سرکوب های شدید از سوی نیروهای دولتی همراه شده است.

سازمان ملل متحد گفته است که از زمان شروع اعتراضات تاکنون دست کم 000/20 نفر کشته شدند.اتحادیه عرب در واکنش به سرکوب معترضان و پس از آن طرح صلح پیشنهادی آنها با شکست روبرو شد، در اقدامی بی سابقه عضویت سوریه را در این نهاد به حال تعلیق درآورد.

بخش اعظم رسانه های سوریه متعلق و یا در کنترل حزب بعث هستند. انتقاد از رئیس جمهور و خانواده او ممنوع است. مطبوعات داخلی و خارجی برای کنترل مطالبی که ممکن است خطرناک و یا افشاگر تلقی شوند، به شدت سانسور می شوند.

روزنامه نگاران سوری به خود سانسوری عادت کرده اند و خبرنگاران خارجی به ندرت اجازه بازدید از این کشور را می گیرند.برای یک دوره کوتاه پس از روی کار آمدن بشار اسد در سال ۲۰۰۰ مطبوعات از آزادی نسبی برخوردار شدند.برای اولین بار پس از حدود چهل سال، به مطبوعات غیر دولتی اجازه انتشار داده شد.اما قانون مطبوعاتی که به فاصله کوتاهی به اجرا درآمد مجموعه ای از محدودیت ها را تحمیل کرد و مطبوعات جدید به دلیل نقض این قانون می توانند توقیف شوند.

تلویزیون دولتی به احتیاط برنامه های سیاسی پخش میکند و موضوعاتی را که در گذشته کاملا ممنوع بودند به بحث می گذارد و هر از چند گاه ممکن است با سیاستمداران مخالف مصاحبه کند.در سالهای اخیر تقاضا برای احداث کانالهای ماهواره ای خصوصی به دولت ارائه شده است. دریافت کننده های امواج ماهواره ای در سوریه به طور وسیع در دسترس است و اکثر مردم کانالهای ماهواره ای عرب زبان را تماشا می کنند.

دولت برای اولین بار اجازه داده که ایستگاه های رادیویی خصوصی و تجاری با پخش برنامه روی موج اف ام تاسیس شوند ولی آنها حق پخش برنامه های خبری و سیاسی ندارند.

آمار بین المللی سال ۲۰۱۰ نشان می دهد که ۳.۹ میلیون نفر در سوریه از اینترنت استفاده می کنند و این شبکه به ابزاری برای فعالیت مخالفان منجر شده است.

مطبوعات

البعث - روزنامه ارگان حزب بعث

الثوره - روزنامه دولتی

تشرین - روزنامه دولت

سیریا تودی - ماهنامه به زبان انگلیسی

تلویزیون

تلویزیون دولتی سوریه - پخش برنامه در داخل کشور و از طریق ماهواره به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه

تلویزیون خصوصی دنیا

رادیو

رادیو دولتی جمهوری عربی سوریه - پخش از دمشق، شامل بخش خارجی رادیوی دولتی به چندین زبان از جمله انگلیسی

رادیو المدینه اولین رادیو خصوصی که در سال ۲۰۰۵ آغاز به کار کرد

خبرگزاری

خبرگزاری عربی سوریه (سانا) به زبانهای عربی، انگلیسی و فرانسه

کردهای سوریه


 کردهای سوریه که تا قبل از رویارویی مخالفان با دولت بشار اسد، حتی فاقد تابعیت سوری بودند، تاکنون با حداقل هزینه، حداکثر نتیجه را به دست آورده‌اند . به نظر می رسد خداوند بار دیگر می خواهد با حذف یکی دیگر از دیکاتوریهای دیگر منطقه به رنج آلام این قوم  التیام بخشد بعد از اقلیم کردستان عراق دولت خودمختار دیگری از کردها در سوریه به وجو آید.

تسلط گروهی از مخالفان کرد بر چند شهر کردنشین سوریه، واکنش های فراوانی را در رسانه‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشت. این در حالی است که این رویداد مهم، در ادامه تحت تاثیر شدت گرفتن درگیری‌ها در حلب و دمشق قرار گرفت.

تنها یک روز پس از انفجار ساختمان سازمان امنیت ملی سوریه در دمشق و کشته شدن چند عضو بلند پایه کابینه بشار اسد، مخالفان کرد سوری با انتشار ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی گفتند به صورت مسالمت آمیز توانسته‌اند کنترل شهرهای نه چندان پرجمعیت عین العرب (کوبانی)، حسکه (حسچه)، رأس العین (سری کانی)، مالکیه (دیرک) را به دست بگیرند.ویدیو‌های منتشر شده توسط این مخالفان، نظامیان مسلح کرد را نشان می‌دادند که در مقابل برخی از ادارات رسمی پرچم کردستان یا نماد و پرچم‌های حزبی علم کرده‌اند؛ ویدیوهایی که البته، لزوما به معنی تسلط کردها بر تمام مناطق مورد ادعای آنها نبودند.

انتشار این اخبار، ابتدا شادمانی کرد‌ها و به ویژه کردهای سوریه را به دنبال داشت، اما رویدادهای پس از آن، واکنش قدرت‌های منطقه و احزاب مختلف کرد، به نگرانی‌هایی در این رابطه دامن زد.تردیدی که بعد از انتشار اخبار مربوط تسلط کرد‌ها بر این مناطق مطرح شد، آن بود که این چهار شهر به صورت کامل در اختیار کرد‌ها نیست و نظام اداری این مناطق همچنان متصل به شبکه سراسری است. اما گفته شده که نیروهای نظامی اسد تا حدودی از این مناطق عقب نشینی کرده و تنها کنترل قسمت‌هایی از قامیشلو، بزرگ‌ترین شهر کرد نشین به صورت کامل در اختیار نیروهای اسد قرار دارد.

گزارش‌های متعددی در رابطه با نحوه اداره شهر‌ها منتشر شده که به دلیل شرایط خاص سوریه و محدودیت‌های اطلاع رسانی مستقل، امکان راست آزمایی آنها وجود ندارد. اما عمده این اخبار تاکید می‌کنند که گام‌های اولیه تسلط بر شهرهای کردنشین، توسط نظامیان حزب کارگران کردستان، پ ک ک و شاخه سوری آن حزب اتحاد دمکراتیک، ‌پ ی د، برداشته شده و کنترل فعلی این مناطق هم بیشتر در اختیار آنهاست.

"در پی انفجار ساختمان سازمان امنیت ملی سوریه، مخالفان کرد سوری با انتشار ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی مدعی شدند به صورت مسالمت آمیز توانسته‌اند کنترل شهرهای نه چندان پرجمعیت عین العرب (کوبانی)، حسکه (حسچه)، رأس العین (سری کانی)، مالکیه (دیرک) را به دست بگیرند"

کوتاه مدتی قبل از این رویداد، کردهای سوریه به ابتکار مسعود بارزانی، رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق در اربیل گرد هم آمده و "هیئت عالی کردهای سوریه" را پایه ریزی کرده بودند.

از جزئیات تشکیل این هیئت و تفاهماتی که حول آن صورت گرفته، اطلاع دقیقی در دست نیست. اما رسانه‌های مختلف در این ارتباط اخباری را مطرح کرده‌اند. از جمله اینکه حزب اتحاد دموکراتیک و دیگر حزب‌های نزدیک به آن نیز برخلاف گذشته، در جلسه شرکت کرده به عضویت هیئت در آمده‌اند.

بر اساس اطلاعات درز کرده از این تفاهم نامه، گروهای سیاسی کرد تصمیم گرفته‌اند در صورت بروز هر گونه خلاء سیاسی و نظامی در مناطق کردنشین، به صورت مشترک اداره شهر‌ها را به دست بگیرند.

به گزارش روزنامه الشرق الاوسط، بر اساس مفادی از این تفاهم نامه، هیئت عالی هر گونه جنگ رسانه‌ای بین کرد‌ها یا خشونتی که وخامت اوضاع منطقه را در پی داشته باشد، منع کرده است.

ترکیه، پ ک ک و اقلیم کردستان

کرد‌ها از ابتدای قیام سوریه با حفظ فاصله وارد اعتراضات سراسری شدند. بسیاری از آنها به عضویت تشکل های هماهنگ کننده اعتراضات از جمله شورای ملی متعرضان سوریه در آمده و در جلسات اولیه آنها حضور فعال داشتند، اما در نشست‌های بعدی به دلیل آنچه به رسمیت نشناختن موجودیت "ملت کرد" در سوریه می خواندند، به صورت جمعی استعفا دادند.

اما پس انفجارهای دمشق، چه شرایطی پیش آمد که به موجب آن پ ک ک و دیگر احزاب کرد بدون کمک مخالفان سراسری و خصوصا ارتش آزاد سوریه، موفق شدند کنترل برخی شهرهای کردنشین را به دست بگیرند؟

"گفته می شود نیروهای نظامی بشار اسد در مقابل اقدام مخالفان کرد برای تصرف چند شهر کردنشین، مقاومتی نشان نداده و به راحتی از این مناطق عقب نشینی کرده‌اند. برخی تحلیل‌گران معتقدند که دولت سوریه نسبت به وقوع این اتفاق بی‌میل نبوده است"

گفته می شود که نیروهای نظامی بشار اسد در مقابل اقدام مخالفان کرد برای آزادسازی این چند شهر، مقاومتی نشان نداده و به راحتی از این مناطق عقب نشینی کرده‌اند. هرچند درگیری‌های محدودی بین کرد‌ها و ارتش در قامیشلو روی داده، اما در مجموع برخی ناظران معتقدند که دولت سوریه نسبت به وقوع این اتفاق بی‌میل نبوده است.

این ناظران معتقدند پ ک ک مناسبات حسنه‌ای با دولت اسد دارد و این امر در ۱۷ ماه گذشته، مدارای نسبی دمشق در مقابل اعتراضات کرد‌ها را به دنبال داشته است.

خودداری بشار اسد از رویارویی با کرد‌ها در شرایط فعلی، ممکن است چند هدف تاکتیکی را دنبال کند.

به عقیده برخی ناظران دولت اسد، با قرار دادن پایگاه‌هایی در اختیار پ. ک. ‌ک برای اقدام علیه آنکارا، خواهد توانست اولا ترکیه را تحت فشار بگذارد و ثانیا نظر اقلیت کرد در این کشور را جلب کند تا به شورش‌های ضددولتی نپیوندند.

نگرانی از واکنش شدید ترکیه چندان دور از انتظار نبود. اندک زمانی پس از انتشار اخباری حاکی از استقرار پ ک ک در سوریه با حمایت دمشق، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه گفت دولت او اجازه نخواهد داد که مخالفان "با ایجاد اردوگاه‌هایی در شمال سوریه امنیت ترکیه را مورد تهدید قرار دهند و اگر اقدامی در این زمینه ضرورت یابد، قطعا به چنین اقدامی دست خواهد زد."

ترکیه تاکنون تهدیدات خود را عملی نکرده است، اما به نظر می‌رسد هر گونه دخالت نظامی این کشور در کردستان سوریه، تبعات سنگینی برای آنکارا به بار بیارود.

در چنین شرایطی، پ ک ک ممکن است از طریق ایجاد ناآرامی در داخل مرزهای ترکیه، دولت اردوغان را دچار بحران داخلی کند. در صورت حمله ترکیه به کردهای سوریه که جزو مخالفین اسد محسوب می‌شوند، جایگاه این کشور در معادلات سوریه لطمه خواهد خورد. از سوی دیگر، این احتمال وجود دارد که حکومت اقلیم کردستان، به دخالت ترکیه واکنش نشان دهد.

"به عقیده برخی ناظران دولت اسد، با قرار دادن پایگاه‌هایی در اختیار پ. ک. ‌ک برای اقدام علیه آنکارا، خواهد توانست اولا ترکیه را تحت فشار بگذارد و ثانیا نظر اقلیت کرد در این کشور را جلب کند تا به شورش‌های ضددولتی نپیوندند"

مسعود بارزانی، رهبر حکومت اقلیم کردستان عراق، که رابطه حسنه‌ای با ایران و ترکیه دارد، گفته است که شماری از سربازان فراری کرد ارتش سوریه، در کمپ های نظامی اقلیم کردستان آموزش نظامی دیده‌اند و در صورت صلاحدید به سوریه اعزام خواهند شد.

این موضوع همزمان است با نگرانی برخی از مخالفان کرد نسبت به اینکه شاخه سوریِ پ ک ک بتواند گستره نفوذ خود را فرا‌تر ببرد. ناظران، تحرک‌های مسعود بارزانی را که حدود نیمی از مخالفان کرد سوری را همراه کرده، در این چهارچوب دسته بندی می‌کنند. آنچه این گمانه را تقویت کرده بیانیه حزب اتحاد دمکراتیک در این ارتباط بوده است؛ بیانیه‌ای که در آن صراحتا اعلام شد که پ ی د اجازه نخواهد داد هیچ‌گونه نیروی نظامی از کردستان عراق وارد سوریه شود.

با این همه گزارش شده که عبدالباسط سیدا، رهبر شورای ملی متعرضان سوریه که خود از کردهای این کشور است، اخیرا جهت دیدار با مسعود بارزانی و احزاب کرد سوری به اربیل سفر کرده است. سیدا، سیاستمدار میانه رو، در نشست چند ماه پیش استانبول تنها عضو کرد این شورا بود که در زمان استعفای جمعی کردها با آنها همراه نشد.

در زمان انتخاب آقای سیدا به عنوان رئیس شورای ملی معترضان سوری، گمان می‌رفت که وی بتواند تاثیرات مثبتی بر حل اختلافات کردهای سوریه داشته باشد؛ امری که تا کنون اتفاق نیفتاده است.

دستاوردی برای کردهای سوریه

کردهای سوریه با وجود سابقه مخالفت سیاسی با دولت این کشور، از همبستگی و استقلال زیادی برخوردار نبوده و به همین خاطر تحت تاثیر سیاست احزاب عمده کرد در دیگر کشور‌ها بوده‌اند. آنها از بدو اعتراضات به دو گروه تقسیم شدند. گروهی، سیاست‌های پ ک ک را دنبال کردند و گروه دیگر، پیرو مسعود بارزانی و سیاست‌های اربیل شدند.

"در صورت حمله ترکیه به کردهای سوریه که جزو مخالفین اسد محسوب می‌شوند، به جایگاه این کشور در معادلات سوریه لطمه خواهد خورد. از سوی دیگر، این احتمال وجود دارد که حکومت اقلیم کردستان، نسبت به دخالت ترکیه واکنش نشان دهد"

در مقابل اما برخی از روزنامه نگاران مخالف کرد سوری می‌گویند گروهی از شهروندان کرد، از هژمونی طلبی کردهای سایر کشور‌ها، عرب‌های داخل سوریه و کشورهای همسایه از طرف دیگر نگران هستند.

البته نباید فراموش کرد که شماری از شهروندان کرد سوریه تابع هیچ یک از دستورالعمل‌های مطرح شده از سوی احزاب نیستند. از طرفی برخی دیگر از آنها خواهان همگرایی با اپوزیسیون سراسری هستند.

با این همه، به نظر می‌رسد تسلط بر چند شهر کردنشین، در مجموع برگ برنده‌ای برای جمعیت دو تا چهار میلیونی کردهای سوریه است؛ جمعیتی که بخش چشمگیری از آنها تا قبل از قیام سوریه، حتی فاقد تابعیت سوری بودند. آنها تا کنون حتی بدون احتساب تحولات اخیر، تنها گروه در سوریه بوده‌اند، که با حداقل هزینه، حداکثر نتیجه را به دست آورده‌اند.

اما این وضعیت تا چه زمانی می‌تواند ادامه داشته باشد؟ پاسخ این پرسش را باید در جواب چند سوال دیگر جستجو کرد.

آیا کردهای سوریه قادر خواهند بود اختلافات درونی خود را حل کنند؟ دخالت‌های پ ک ک و اقلیم کردستان تا کجا پیش خواهد رفت؟ واکنش‌ها و اقدام‌های بعدی ارتش آزاد سوریه، شورای ملی معترضان، دولت ترکیه و جمهوری اسلامی که همگی از تحولات اخیر مناطق کردنشین ابراز نگرانی کرده‌اند، چگونه خواهد بود؟

 با کشته شدن بیش از 000/20 هزار  در تحولات  سوریه وبعد از شکست چند ین باره قطعنامه نامه های سازمان ملل در باره این کشور ناتو و ایلات متحده و کشورهای حاشیه خلیج به ویژه عربستان، قطر و ترکیه  نتوانستند به دلیل کارشکنی فدراتیو روسیه و چین این کشور ها نتوانستند بر اساس فصل هفتم منشور ملل مانند مورد لیبی دست پیدا کنند .سوریه در واقع متحد استرتژیک روسیه در منطقه بودند و نیز پایگاه روسیه در یکی از بنادر این کشور در بندر تاریخی طرسوس واقع اکنون ناو شکنهای روسی در ان منطقه هستند .با فرار افسران عالیرتبه ارتش و پیوستن آنها به ارتش آزادیبخش سوریه بحران رفته رفته وارد مرحله جدیدی می شود .ایران و لبنان تنها متحدین سوریه در بحران کنونی هستند و به نظر می رسد ایران در پی آن است به هر نحوی شده از سقوط تنها متحد استرتژیک خود در منطقه جلوگیری کند  و نمونه آن برگزاری  اجلاس دوستان سوریه در تهران و جلسه آتی جنبش عدم تعهد در تهران است.

با فرار نخست وزیر سوریه و تنی از وزیران گمان می رود بساط یکی دیگر از دولت های توتالیتر موروثی به دنبال دیکتاتوریهای موروثی تونس ، مصر و لیبی  برچیده شود و نسیم بهار عربی و اسلامی خاورمیانه را در هم نوردد.