رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ارومیه

هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور واحد ارومیه می باشد .اینجانب خود از دانشجویان علوم سیاسی واحد ارومیه می باشم .این محلی است برای پرداختن به اندیشه های مطرح سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی وعلمی و … در جوامع اسلامی بخصوص در ایران عزیزمان می باشد، که صد البته من مدعی حق انحصاری در ابراز این نقطه نظرات نبوده و نیستم، و به آرای اساتید فن و دانشجویان هم رشته ای خودم و بازدید کنندگان محترم (در صورت رعایت اصل احترام متقابل) ارج نهاده و برای آن احترام قائل هستم،

اهداف ملی
نویسنده : حبیب - ساعت ٦:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢
 

 

اهداف ملی

· هدف ملی : تصویری از آینده یا مجموعه شرایطی در آینده که کشور حاضر است در راه تحصیل آن بکوشد.

· کشورها به علل زیر دارای منافع مختلف و خط مشی های خارجی متفاوتی هستند

o از نظر قدرت برابر نیستند

o دارای رهبرانی متفاوت هستند

o گروههای ذینفوذ کشورها یکسان نمی باشد.

o وجود اهداف متعارض

o اوضاع متفاوت و متغیر بین المللی

· مورگانتا:( بنیانگذار مکتب سیاست قدرت) هدف هر نوع سیاست داخلی یا خارجی تلاشی است برای کسب قدرت.

· هالستی: برای انواع مختلف اهداف ملی سه خصوصیت را مد نظر گرفت:

مقاله کامل در ادامه مطلب...........................................

 


 

اهداف ملی

· هدف ملی : تصویری از آینده یا مجموعه شرایطی در آینده که کشور حاضر است در راه تحصیل آن بکوشد.

· کشورها به علل زیر دارای منافع مختلف و خط مشی های خارجی متفاوتی هستند

o از نظر قدرت برابر نیستند

o دارای رهبرانی متفاوت هستند

o گروههای ذینفوذ کشورها یکسان نمی باشد.

o وجود اهداف متعارض

o اوضاع متفاوت و متغیر بین المللی

· مورگانتا:( بنیانگذار مکتب سیاست قدرت) هدف هر نوع سیاست داخلی یا خارجی تلاشی است برای کسب قدرت.

· هالستی: برای انواع مختلف اهداف ملی سه خصوصیت را مد نظر گرفت:

o ارزش و اهمیتی که رهبران برای هدف قائلند

o فشارها و تحصیلاتی که در به دست آوردن آن هدف ها بر کشور وارد می شود

o زمانی که برای به دست اوردن هدف در نظر گرفته شده است.

· هالستی بر این اساس اهداف را به دسته های زید تقسیم کرده :

o هدفهای حیاتی و اولیه :

o هدفهای متوسط

· اهدافی که حکومت ها برای برآوردن تقاضا ها و احتیاجات عمومی از طریق اقدامات بین المللی انجام می دهند.

· کسب و افزایش پرستیژ ( پوچالا : پرستیژ : توجه و احترامی که به کشوری از سوی کشورهای دیگر گذاشته می شود)

· انواع مختلف توسعه طلبی و امپرالیسم

· توسعه و گسترش ایدئولوژی خاص

· هدفهای جهانی دراز مدت :هدفهایی که زمان محدودی برای آنها در نظر گرفته نشده است.این اهداف شامل تصورات و رویاهای یک رهبر و یا کشوری درباره ایجاد یک نظام بین المللی می گردد.

· اهداف:

o استراتژیک :در کلام هالستی اهداف اولیه و حیاتی هستندکه به بقای وجود ربط دارند.یا : اهداف اصولی و جریان سازی است که به مقتضای قدرهای وجودی تعیین می شود.همیشه ثابت

· بلند دامنه : خود بر دو نوع است : حفظ وضع موجود و تغییر وضع موجود.

· کوتاه دامنه

o تاکتیک :به اهدافی اطلاق می شوند که متضمن رفاه و افزایش توان جامعه است.و لذا قابل مذاکره است.یا:اهداف متغیر و محیطی است که به مقتضای شرایط به عنوان موضع اجرا می شود.متغیر نسبت به شرایط

· تصمیم گیری

o عقلایی: اسنایدر و همکاران ؛به نظر آنان می توان به عقلانیت جامعه ملی راآنچنان توسعه داد که دولت ملی بتواند در عرصه بین الملل بهترین منافع را به دست آورد.در صدد اتخاذ بهترین تصمیمها هستند.

o تصمیم گیری مبتنی بر عقلانیت محصور خاکی ، به مقتضای وجود انسانی و با شرایط محیطی ، انسان عقل محصور دارد.عقلانیت او نسبی است لذا منافع ملی تحت تاثیر این عوامل قرار می گیرد.هربرت سایمون اعتقاد دارد که در عمل انسانها به آنچه که می توانند بسنده می کنند.حتی به دنبال بهترین و یا بهینه نمی رود.اصل بسندگی باید راهنمای سیاست خارجی باشد.

o فزاینده:به شرایط متغیر محیطی توجه دارد.عزم باید جزم شود اما به تغییرات محیطی برای اصلاح مفاد تصمیم مناسب باید توجه کرد.اصول را باید حفظ کرد اما مواضع را باید تغییر داد.(این مدل محافظه کارانه است )

در این مدل تصمیم گیرندگان به دنبال تغییرات اساسی در تصمیمات قبلی نیستند .زیرا هرگونه تغییر ناگهانی مسایل متعددی را به بار می آورد.(قوام)

زمانی از این مدل استفاده می شود که امکانات کمی در اختیار باشد.

o تصمیم گیری مبتنی بر بینش فوق العاده: زمانی که جامعه توده ای باشد و روحیه ملی درهم ریخته باشد زمینه ساز ظهور رهبران فره وشی می باشد.توده جذب تصمیمات رمانتیک و باشکوه رهبران می شوند.

o مختلط که حاوی عقلانیت نهادی ، ابتکار انسانی و همچنین اصول ثابت و شرایط متفاوت محیطی است.به این تلاش پاره تویی می گویند.(می توان تصمیمات را بهینه کرد تا همه اعضا از آن بهره ببرند و کمترین آسیب ممکن منافع آنان را تهدید کند)سعی در برطرف کردن نارسایی های مدل فزاینده و عقلایی را به حداقل کاهش دهد.

در این مدل به طور همزمان دیدگاههای خرد و کلان را مورد توجه قرار می دهند.(قوام)

قدرت ملی:

· توانایی تحصیلهدف از قبل دیگران چیزی است که به نام قدرت در روابط بین الملل نامیده شده و هسته اصلی مباحث سیاست داخلی و خارجی را تشکیل می دهد تا جایی که گفته می شود سیاست تلاشی برای کسب قدرت است.

· سیاست قدرت

o هابز : دو عامل که اعمال انسان انعکاس آن دو است : 1- استدلال و تعقل 2- تمایلات وتنفرات

o به نظر مورگانتا گرچه تلاش برای کسب قدرت قاعده کلی است اما مفهوم مزبور در شرایط مختلف متفاوت بروز می کندو در نتیجه تجلیات سیاسی یکسان و یکنواخت نخواهد بود.

o دسته بندی سیاست های داخلی و خارجی به نظر وی :

· سیاست حفظ قدرت:

· سیاست افزایش قدرت:این نوع سیاست را امپرالیستی نیز می نامند

· سیاست نمایش قدرت

o اسپایکمن عناصر قدرت را این گونه می داند :

· مساخت زمین

· ماهیت مرزها

· کثرت جمعیت

· منابع طبیعی

· پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیک

· قدرت مالی

· تجانس نژادی

· میزان همگونی و همسانی جمعیت

· ثبات سیاسی

· روحیه ملی

· عناصر مادی قدرت

o وضع جغرافیایی و قدرت کشور:در بحث منابع طبیعی بر روی دو عنصر غذا و منابع خام تکیه می کنند.

o پیشرفت صنعتی : کشورهای پیشرفته از نظر صنعتی کشورهای بزرگ از نظر قدرت نیز هستند.پیشرفت صنعتی می تواند باعث کسب پرستیژ شود که خود نیز باعث جلب وفاداری مردم به دولت مرکزی شود.

o آمادگی :آمادگی برای قدرت مستلزم داشتن سازمانی است که توانایی حمایت از هدف های سیاست خارجی دولت را داشته باشد.یک چنین توانایی از نظر مورگانتا از عوامل زیر ناشی می شود:

· توسعه تکنولوژی و قدرت ملی بر محور پرورش انسانهای توانمند و متخصص:

· مدیریت قدرت

· کمیت و کیفیت نیروهای قدرت ساز

o جمعیت :

· خصایص ملی : طرز تفکر ، خلق و خوی و طرز عمل یک ملت را می توان خصایص آن ملت دانست.اغلب خصایصی که به ملت ها می دهند کلیشه ای است و از روی مبنای علمی نیست.

· روحیه ملی : روحیه ملی معلول عوامل دور (صفات و خصوصیات ملی سنت و تجارب تاریخی)و نزدیک( بیشمارند) است

· دولت کارآمد:یکی از مبانی قدرت ملی است.

• مورگانتا اشاره می کند که برای اینکه دولتی در سیاست داخلی و خارجی موفق باشد باید به اصول زیر توجه داشته باشد

· وجود تضای بین افکارعمومی و سیاست های دولت امری غیر طبیعی نیست

· دولت باید به وجود آورنده افکارعمومی باشد نه دنباله رو آن، باید توجه داشته باشد که افکار عمومی امری گذرا است

· دولت باید بین اهداف اصلی و غیر اصلی تفاوت قایل شود و تنها در اهداف غیر اصلی به افکار عمومی مراجعه کند.

· پرستیژ بین المللی :امروز داشتن سلاح اتمی ، دانش فنی و فرهنگ مقبول جهانی از مهمترین عوامل تعیین کننده موقعیت و پرستیژ بین المللی کشور است.

· ایدئولوژی : مجموعه افکاری است درباره ارزشها و هدفهای اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی که برنامه هایی برای نیل به اهداف و ارزشها ارایه می دهد.

• علل تاثیر گذاری ایدئولوژی بر قدرت ملی:

· موجب تقویت روحیه ملی می شود

· مردم را به دستگاه دولتی و سیستم موجود در کشور معتقد می کند

· موجب یکپارچگی و وحدت در داخل می شود.

· یکی از مهمترین وسایل نفوذ در داخل دیکر کشورها می باشد

· معمولا باعث هماهنگی و اتحاد کشورهای هم مسلک در عرصه بین الملل می شود

· مناطق نفوذ در برخی از موارد زاییده ایدئولوژی در صحنه بین المللی است.

• بین ایدئولوژیک بودن و ایدئولوژی داشتن تفاوت است. انسان ایدئولوژیک اسیر و زندانی ایدئولوژی خود است این انسان را بنیاد گرا می نامند. اما انسان ایدئولوژی دار ، انسان اصولگرا است و نیروی غریزه را با عقل هدایت و با عشق ملطوف به معنا می کند

• قدرت حاکی از توان به تمکین واداشتن رقیب است و مخالف است. در داخل قدرت از آن مردم است و در خارج در مقابله با دیگر بازیگران استفاده می شود.

• اقتدار مرجعیت تصمیم است و معمولا به قدرت مشروع تعبیر می شود.

• قدرت عرصه موازنه منفی و جهت دهنده به بازی قدرت برای سلطه است و اقتدار عرصه مموازنه مثبت و جهت دهنده به مصالح عمومی است.

• قدرت ممکن است به سه شکل : ایجابی (قدرت به تمکین واداشتن رقیب)، سلبی (توان بازداشتن رقیب از اقدام به عملی )، ایذایی ( توان به تاخیر انداختن اقدام رقیب) نمود پیدا کند.

منافع ملی

· به نظر مورگانتا و پادلفورد و لینکلن کشورها ممکن است از سیاست حفظ وضع موجود و بعضی دیگر از سیاست های استعماری و توسعه طلبی و ایجاد منطقه نفوذ پیروی کنند.

· منافع ملی عبارت است از وضعیتی که جامعه سیاسی در بهترین وضعیت ممکن سیاسی و قدرت خود قرار گیرد.

· منافع ملی امری ذهنی و دلخواه نیست

· مورگانتا منافع ملی را امری ملموس و عینی محسوب می دارد و مدعی است منافع ملی معیاری همیشگی است که باید با آن اقدام سیاسی را ارزیابی کرد.

· کراسنر منافع ملی را گزینه ای گریز ناپذیر محسوب می دارد

· لرد پالمرستون :منافع ملی معیاری جاودانی در سیاست خارجی است." ما تعهد ابدی نداریم ، امما منافع ملی ما امری ابدی است و وظیفه ما پیروی از آن است."

· انواع منافع ملی

o اختلاف زا : قابل مصالحه یا مرافعه است. جنگ سرد را در این فضا می توان دید.

o متعارض :زمانی که منافع بازیگران با یکدیگر تضاد اصولی دارد.مثل سیاست های شمال و جنوب.

o مشترک : بازیگران دارای منافع همسان هستند

o موازی:زمانی که ارتقا و افول منافع ملی یک کشور به ارتقا و افول منافع ملی کشور دیگر بستگی دارد و هریک از طرفین در صدد تحصیل آن از طریق همکاری یا عدم همکاری با دیگران است.تنش زدایی در چارچوب این منافع قابل تبیین است.

o سنتز منافع ملی حاصل : تز عرصه داخلی ( آمادگی و مقدورات که خود سنتزی از تز اهداف ملی و آنتی تز قدرت ملی است) و آنتی تز عرصه بین المللی ( سازگاری با محذورات ) است.

· در هر جامعه : ارزشهای اصولی ، مواضع اصولی ، ارزشهای فرعی ، مواضع فرعی

o ارزشهای اصولی: ارزشهای ناشی از استراتژی بلند دامنه است

o مواضع اصولی : ارزشهای ناشی از استراتژی کوتاه دامنه است.

· انزوا: بازیگر خود را مستغنی و یا ناتوان از درگیر شدن در مسایل بین المللی می بینید.آمریکا در قرن 19 و آلبانی بعد از جنگ

· بی طرفی :بازیگر خود را در منازعات بین المللی درگیر نمی کند.استقلال و تمامیت ارضی آن مورد احترام قدرتهای بین المللی قرار می گیرد.(در صورت پذیرفته شدن ). این بازیگر می تواند با داشتن پرستیژ خوب در مسایل به عنوان داور و حکم رفتار نماید.سوییس در 1815 ، لائوس در 1962 و ترکمنستان در اواخر . این بیطرفی باید مورد توافق قدرت های بزرگ قرار بگیرد. مانند آمریکا در زمان جنگ اول در صورتی بیطرفی سوییس را قبول کرد که دشمن نیز آن را قبول کند . سوییس صرفا با سازمانهای فنی سازمان ملل همکاری می کند.

· عدم تعهد :به همت رهبران تازه جسته از دست استعمار : جواهر لعل و نهرو ( هندوستان)عبدالناصر(مصر)سوکارنو(اندونزی) مارشال تیتو ( یوگسلاوی). نطفه این جنبش 5 سال بعد در مبارزات نهضت ملی نفت در ایران شکل گرفت. (1955). بعد از فروپاشی شوروی و ظهورنظام سلسله مراتبی غیر دستوری آمریکا نشان داده است که با این ارزشها مقابله می کند . اصول :

• عدم تعهد به هیچ یک از اتحاد های نظامی

• وفاداری به اصل همزیستی مسالمت آمیز

• کمک به جنبشهای آزادی بخش

• عدم واگذاری پایگاههای نظامی

• عدم انعقاد قراردادهای دوجانبه نظامی با ابر قدرتها

· اتحاد و تعهد:حول محور منافع مشترک شکل می گیرد.انواع : اتحاد های طبیعی ، محافظه کارانه برای حفظ وضع موجود، تجدید نظر طلبانه. در این ارزش عامل تعهد بسیار مهم است.

انواع تصمیم گیری ها

· الگوهای سیاست خارجی

o مدل استراتژیک(عقلایی) :به منافع حساس حیاتی توجه دارد.

( قوام :

· یکی از اشکلات در استفاده از مدل استراتژیک نبودن ضوابط و معیارهای مشخص براای منطقی یا عقلایی بودن است زیرا هر دولتی برداشتها خود را از این مقوله دارد.

· مورخان دیپلماسی معمولا از مدل استراتژیک ( منطقی) استفاده نمودند.

· این مدل به طور عمده تعامل داده های سیاست خارجی دولتها و رهبران آنها را مورد بررسی قرار می دهد و طی آن هر یک از بازیگران می کوشد تا به اهداف بیشتری در تامین منافع ملی دست یابد. در این مدل به سیاست والا توجه دارند.

· در این مدل بر رفتار و عملکرد آن دستته از نهادهای حکومتی که در اداره امور مسئولیت مستقیم دارند تاکید می شود. )

o مدل تصمیم گیری نهادی : به سنت ها و آیین نامه های نهادی توجه دارد(در این مدل به طور عمده تاکید بر جنبه انسانی در فرایند سیاستگذاری خارجی دارد .محور مطالعه بررسی انگیزه های مختلف تصمیم گیرندگان و دسترسی آنها به منابع اطلاعاتی ، شرایط و مقتضیات تصمیم گیری و تاثیر داده های سیاست خارجی دیگران بر انتخاب آنهاست. قوام )

o مدل دیوانسالاری: به ارتباط شخصیت انسانی و نهاد حاکم عنایت دارد

o مدل تطابق و سازگاری :به این توجه دارد که حقیقت ثابت است و واقعیت ها متغیر.برای انطباق با واقعیت ها باید سازگاری داشت.(قوام : رفتار دولت ها از لحاظ کیفیت واکنش به محدودیتها و موانع یا فرصتهایی که محیط بین المللی برای آنهاا فراهم می کند ، مورد بررسی قرار می گیردد)

o مدل فزاینده :تا حد زیادی مانند سیاست خارجی قبلی است و نیز باید به طور فزاینده ای اطلاعات را جذب کرد.( قوام : تصمیم گیرندگان به دنبال یافتن بهترین راه منطقی برای تتامین منافع نیستند ، بلکه به اتخاذ تصمیمی که بیشترین عوامل موثر در تصمیم با آن موافق هستتند ، بسنده می کند.ددر این مدل فقدان اطلاعاتت کافی از رفتار بازیگران دولتی و خصوصی از جمله عوامل مهمی است که تصمیم گیری بر اساس یک محاسبه منطقی را دچار مشکل می کند. )

o مدل سیستمی :به جامعیت سیاست خارجی توجه دارند. اعتقاد دارند با سیاست خارجی به عنوان سیستم برخورد کرد که ورودی دارد و خروجی.

دفتر دوم

2008/10/14

07:16 ب.ظ

بخش 1:مبانی موثر بر شکل گیری و اجرای سیاست خارجی

ف1:نظم نوین جهانی

· این نظمی است که پس از رنگ باختن نظم آنارشیک وستفالیایی در حال شکل گیری است. مبنای انسان محور دارد.خود آگاهی فرهنگی همراه با همکاری تمدنی دو روند واگرایی و همگرایی را در نظم نوین به وجود آوردند.

· تحول در قانونمندیهای رفتاری

· این نظم در واقع نتیجه این است که انسان خلیفه الله دریافت که خدا او را محور مخلوقات هستی قرار داده است

· انقلاب های انگلیس ، آمریکا و فرانسه تجلی این تحول در صحنه ی داخلی بود.

· از اوایل قرن حاضر به تبع اندیشه های کانت و هگل و مارکس و تلاش انسان ، سامان بخشی اجتماعی متحول شد. هرف آن بود که آزادیهای فردی و مزومات ناشی از همکاری جمعی با هم تلفیق شود.

· نظمی ساخته شد که به آن می توان نظم کورپوراتیو گفت.اصالت آزادیهای انسانی رعایت شود ، اما نیازهای انسانی همکاری جمعی را می طلبد.

· اتزیونی به دو خط فکری آفرینشی و سلولی اشاره دارد.

• آفرینشی : حاکی از تقدم حقوق جزیی نسبت به جمع است . در عمل به تفردگرا منجر می شود( که اوج آن در نظم وستفالی است )

• سلولی : تقدم حقوق جمع نسبت به حقوق فرد است.در عمل به تجمع گرا منجر می شود.( اوج آن امپراتوری )

· نظم نوین جهانی ضمن تقویت گذار از خیر نسبی نظامی به خیر مطلق تولیدی ، دندان زهر آلود فردگرایی خود محورانه را کشیده و فرد گرایی را در قالب تعاون جمعی و رفاه و سعادت مادی و معنوی جمعی پیوند میدهد.

· این تحول مستلزم نوع خاصی از نظم است که نظم تکثرگرای مدنی لقب گرفته است.

· مقایسه نظامهای سیاسی

· سنتی : ویژگی ها:

• ادراک مبنایی ذهنی دارد و از اضطرار و ترس ناشی می شود .تشکیلات قداستی متافیزیکی می یابند که نظامی گری از ویژگی های بارز آن است.

• فرد در این مجموعه نقش انفعالی دارد و قربانی سرنوشت محتوم است

• از لحاظ سیاسی هم حاکمیت و هم حکومت در شخص فرمانروا نهفته است.

· نظم وستفالی چند ویژگی مهم دارد

• مرزها تثبیت می شوند

• صحنه داخلی و خارجی از هم جدا می شود

• بازیگر ملی متولد می شود

• بازیگر ملی گرایشی تمرکز گریز دارد

· ژان بدن به تمایز دو مفهوم حاکمیت و حکومت از یکدیگر می رسد.بعد از آن دولت و حکومت با دید کارکردگرایانه و ابزاری تفسیر می شود.

· در این قالب در صحنه داخلی لیبرال دموکراسی و در صحنه خارجی ناسیونالیسم و ملی گرایی به صورت ایدئولوژی نظم وستفالی در می آیند.

· نظم نوین جهانی از تلفیق دیالکتیکی ویژگی های کابردی دو نظم سنتی تمرکز گرا و نظم وستفالی تمرکز گریز ایجاد شده است

· در نظم سنتی مشروعیت بعدی متافیزیکی داشت و ویژگی آن مستغنی بودن از مردم بود که این امر دولتها و حکومتهایی را ایجاد می کرد که مستقل از مردم بودند.

· نظم نوین این اندیشه را به وجود آورده است که هر وظیفه حکومتی و یا غیر حکومتی دارای ایده آلی است که اصالت آن به پذیرش و مقبولیت فرد ارتباطی ندارد ، اما هر انسان خود به برای تعیین مصلحتهای خود شایسته تر است ، بنابر این تنها می توان او را نسبت به فضیلتها آگاه نمود.