رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ارومیه

هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور واحد ارومیه می باشد .اینجانب خود از دانشجویان علوم سیاسی واحد ارومیه می باشم .این محلی است برای پرداختن به اندیشه های مطرح سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی وعلمی و … در جوامع اسلامی بخصوص در ایران عزیزمان می باشد، که صد البته من مدعی حق انحصاری در ابراز این نقطه نظرات نبوده و نیستم، و به آرای اساتید فن و دانشجویان هم رشته ای خودم و بازدید کنندگان محترم (در صورت رعایت اصل احترام متقابل) ارج نهاده و برای آن احترام قائل هستم،

نظریه سازه انگاری ( Constructivism )
نویسنده : حبیب - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٢٧
 
نظریه سازه انگاری ( Constructivism )

مجموعه تلاش های فکری انجام گرفته در روابط بین الملل به نظریه های انجامیده است که بر اساس نسبت آنها با جهان (مسایل معرفت شناسی) به نظریه های تبیینی و تاسیسی قابل تقسیم اند. نظریه های تبیینی در پی بیان چرایی رفتار دولت ها بوده که بر این اساس روابط میان دولت ها به عنوان امری خارجی نسبت به نظریه تلقی کرده و در مقابل این، نظریه های تاسیسی قرار می‌گیرند قائل به این امر می‌باشند که واقعیت ها و روابط میان ملت ها از طریق زبان، ایده ها و مفاهیم ایجاد شده شکل می‌گیرند. در اوایل دهه80 ما شاهد طرحی نو برای مطالعه واقعیت ها پدیده ها و رفتارهای بین المللی هستیم که حد فاصل میان نظریات تبیینی و تاسیسی قرار می‌گیرد (1) از این طرح نو تحت عنوان سازه انگاری یاد برده می‌شود.

 

     ادامه مطلب ......................................

 

 


نظریه سازه انگاری

مجموعه تلاش های فکری انجام گرفته در روابط بین الملل به نظریه های انجامیده است که بر اساس نسبت آنها با جهان (مسایل معرفت شناسی) به نظریه های تبیینی و تاسیسی قابل تقسیم اند. نظریه های تبیینی در پی بیان چرایی رفتار دولت ها بوده که بر این اساس روابط میان دولت ها به عنوان امری خارجی نسبت به نظریه تلقی کرده و در مقابل این، نظریه های تاسیسی قرار می‌گیرند قائل به این امر می‌باشند که واقعیت ها و روابط میان ملت ها از طریق زبان، ایده ها و مفاهیم ایجاد شده شکل می‌گیرند. در اوایل دهه80 ما شاهد طرحی نو برای مطالعه واقعیت ها پدیده ها و رفتارهای بین المللی هستیم که حد فاصل میان نظریات تبیینی و تاسیسی قرار می‌گیرد (1) از این طرح نو تحت عنوان سازه انگاری یاد برده می‌شود.
سازه انگاری رویکردی است که پیش از طرح در روابط بین الملل در جامعه شناسی مطرح بوده است. از اواخر 1980 و اوایل 1990 سازه انگاری به یکی از تئوری های اصلی روابط بین الملل تبدیل شده است.
این نگرش بر ساخت اجتماعی واقعیت تاکید می‌کند، که همه کنش های انسانی در فضایی اجتماعی شکل می‌گیرد و معنا پیدا می‌کند و این معنا سازی است که به واقعیات جهانی شکل می‌دهد. در تئوری سازه انگاری، هویت ها، هنجارها و فرهنگ نقش مهمی‌در سیاست های جهانی ایفا می‌کنند. هویت ها و منافع دولت ها توسط هنجارها، تعاملات و فرهنگ ها ایجاد می‌شود و این "فرایند" است که موضوع تعامل دولت ها را تعیین می‌نماید.
سازه انگاری به این امر می‌پردازد که چگونه هویت ها و هنجارهای اجتماعی مردم می‌توانند با روابط نهادینه میان آنها گسترش یابد(2) و روابط میان دولت ها بر اساس معنایی است که آنها برای یکدیگر قائلند.
در سازه انگاری از آن جا که منافع از روابط اجتماعی حاصل می‌شود و روابط دولت ها با هم بر اساس معنایی است که آنها برای یکدیگر قائلند. هویت یک امر رابطه ای است که به معنای درک از خود و انتظارات از دیگران است. عمل نسبت به دیگران بر اساس معنایی است که نسبت به آن کارگزار وجود دارد. همچنین اولویت های بین الملل کارگزاران بر اثر جامعه پذیری درون جامعه بین الملل حاصل می‌شود.
نگاه سازه انگاران به هنجار ها و قواعد نیز مهم می‌باشد در زمینه تاکید بر هنجارها با نظریات لیبرال اشتراک دارند اما تفاوت محسوسی که با لیبرال ها دارند اینست که لیبرالها بر جنبه تنظیمی‌هنجارها تاکید دارند در حالی که سازه انگارها علاوه بر جنبه تنظیمی‌بر جنبه تکوینی آنها نیز توجه می‌کنند و بر این اعتقادند که هنجارها در پی فرایند های مانند تعاملات بوجود می‌آیند. از میان اندیشمندان این تئوری کراتاکویل، انف و کاتزنستاین بیشتر بر اهمیت هنجارها تاکید کرده اند.
طیف وسیعی از نظریات سازه انگاری از نوع متعارف آن تا رادیکال باعث شده است تا عملیاتی کردن این نظریه مشکلات خاص خود را داشته باشد. اما با این حال سه مورد کلی را اندیشمندان این رویکرد به عنوان گزاره های اصلی سازه انگاری پذیرفته اند.
این سه مورد شامل موارد زیر می‌باشد:
1- ساختار های هنجاری و فکری به اندازه ساختار های مادی دارای اهمیت می‌باشند.
2- هویت ها و هنجارها در شکل گیری منافع و کنش ها نقش تعیین کننده دارند.
3- ساختار وکارگزار متقابلا به هم شکل می‌دهند.
علاوه بر آن اندیشمندان مختلف رهیافت سازه انگاری تقسیم بندی های از تئوری سازه انگاری و مفروضه های آن بیان نموده اند
واینر مهمترین گزاره های رهیافت سازه انگاری را بدین صورت بیان می‌نماید:
1- محیط جهانی تنها به عوامل مادی محدود نمی‌شود بلکه فاکتورهای فکری و هنجاری نیز اهمیت دارند.
2- خصوصیات دولت ها نتیجه تعاملات آنها می‌باشد و اینکه دولت ها دارای صفات ذاتی و از پیش تعیین شده نمی‌باشند.
3- منافع و هویت ها مفروض و از پیش داده نمی‌باشند بلکه نتیجه تعامل اجتماعی می‌باشند که در فرایندهای بین المللی در معرض تغییر می‌باشند.
4- انواع تعامل عبارتند از: مذاکرات / چانه زنی - بحث و استدلال و ارتباط همگانی و عمومی‌با علامت ها و سخنرانی ها.
5- تصمیم گیری در امور جهانی در سه سطح صورت می‌گیرد:
1- نهادهای رسمی ‌مثل رژیم های امنیتی
2- فرهنگ سیاسی جهانی(حکومت قانون، قواعد و هنجارها)
3- فاکتورهای انگاره ای از جمله الگوهای دوستی و دشمنی، روابط سیاسی میان کشورها.
سازه انگاری ابتدا بیشتر با نام الکساندر ونت شناخته می‌شد ولی بدنبال ناتوانی تئوری های سنتی در پیش بینی تحولات جهانی، توسط اندیشمندان دیگر رشد و گسترش یافت و در حال حاضر یکی از تئوری های غالب در روابط بین الملل می‌باشد. از اندیشمندان برجسته سازه انگاری در روابط بین الملل می‌توان به استفان وارینگ، میچل بارنت، نیکلاس اونف، کاتزنساین، راگی، ویور، چکل و انتونی کلارک اشاره کرد.
علاوه بر واینر، چکل نیز به تقسیم بندی رهیافت سازه انگاری پرداخته است. وی این رهیافت را به سه دسته هویتی، تفسیری و رادیکال / انتقادی تقسیم می‌کند. سازه انگاری هویتی که مکتب حاکم در ایالات متحده می‌باشد به بررسی نقش هنجارها و در موارد معدودتری به نقش هویت ها در شکل گیری نتایج سیاست بین الملل می‌پردازد. اندیشمندان این دسته از لحاظ معرفت شناسی پوزیتویست اند که بیشتر به تاثیر یک پدیده بر پدیده دیگر می‌پردازد(تاثیر علی هنجارها). سازه انگاری تفسیری که عمومیت بیشتری در اروپا دارد به بررسی نقش زبان در ساخت واقعیت اجتماعی می‌پردازد که از لحاظ معرفت شناسی پست- پوزیتویست می‌باشند در این تئور ی به تاثیر a بر b پرداخته نمی‌شود. بلکه به مقدور بودن (ممکن و شدنی بودن آنها می‌پردازد) و به تشریح مضمون هویت دولت ها در یک مورد خاص می‌پردازد. سازه گرایی رادیکال / انتقادی از کانون های زبان شناختی حمایت و پشتیبانی می‌کند. اما با تاکید بر بازتولید هویت ها دارای یک بعد هنجاری صریحی است. هر دو سازه انگاران تفسیری و رادیکال / انتقادی، منابع اساسی تئوریکشان به رهیافت زبانشناختی ویتگنشتاین بر می‌گردد و در تحلیل هایشان با تاکیدی که بر گفتمان های فکری و معرفتی و بازی های زبانی دارند در جرگه پست مدرن ها قرار می‌گیرند.
همچنین دایز سازه انگاری را به دو دسته اجتماعی و تئوریکی تقسیم می‌کند.(3) در نوع اجتماعی آن به صفت یا کیفیت واقعیت اجتماعی پرداخته می‌شود (کاتزنستاین و گیدنز) و نوع تئوریکی آن به شرایط و وضعیت دانشمان از واقعیت می‌پردازد. معمولا تاکید صرف بر هویت و فاکتورهای ایده ای در روابط بین الملل به معنای سازه انگار بودن و تحلیل سازه انگارانه از بحث و یا موضوع نمی‌باشد.
رویس اسمیت سازه انگاری را به دو دسته فراملی و داخلی(اجتماعی) تقسیم می‌کند که در سطح بین الملل بر نقش هنجارهای بین المللی و در سطح داخلی بر هنجارهای درون جامعه اشاره دارد.
این رهیافت اعتقاد دارد که سیاست بین الملل در قالب جامعه بین الملل شکل می‌گیرد، (4) این جامعه بر اساس هنجارها و قواعد خاصی قرار دارد و این هنجارها و قواعدند که بر اساس آن منافع را شکل می‌دهند و هنجارها دلیل عقلانی رفتار بهتر دولت ها را فراهم می‌نمایند.
این رویکرد صرفا بر شرایط و نیروهای مادی تکیه نکرده، بلکه اولویت اصلی را به انگاره ها و اندیشه ها می‌دهد و تمرکز اصلی شان بر روی اعتقادات بین الاذهانی که در سطح گسترده میان مردمان جهانی مشترک اند، قرار می‌دهند. منافع و هویت های انسانها از طریق همان اعتقادات مشترک شکل گرفته و تبیین می‌شوند.
در چارچوب تحلیل سازه انگاری نمی‌توان سیاست بین الملل را در حد یک سلسله تعاملات و رفتار های عقلایی و در چارچوب های صرف مادی و نهادی در سطوح ملی و بین الملل تقلیل داد زیرا تعاملات دولت ها بر اساس یک سلسله منافع ملی تثبیت شده، شکل نگرفته است. بلکه در طول زمان به صورت نوعی الگوی رفتاری ازطریق هویت ها شکل می‌یابند (5) و یا باعث تشکیل هویت می‌شوند.
سازه انگاری اجتماعی مدلی از تعاملات بین المللی را ارائه می‌دهد که طی آن مساعی لازم را به عمل می‌آورد تا تاثیر هنجاری ساختار های نهادی بنیادی را بررسی کرده و ارتباط میان دگرگونی های هنجاری، هویت و منافع دولت ها را مشخص نماید. از آنجا که هویت دولت ها به زمینه های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد بنابراین در وضعیت متغیر به سر می‌برند، منافع مانند هویت ها از طریق عملکرد های اجتماعی حاصل می‌شود.
برای حصول اطمینان از یک سطح قابل پیش بینی و نظم در سیاست بین الملل و نیز جامعه داخلی، هویت یک امر ضروری به حساب می‌آید. سازه گرایان بر نقش فرهنگ در روابط بین الملل تاکید دارند و کانون توجه آنان آگاهی بشری و نقشی است که این آگاهی در روابط بین الملل ایفا می‌کند. در این رویکرد ساختار و کارگزار به شکلی متقابل بر هم تاثیر می‌گذارند. ساختار جدا از رویه های کنشگران وجود ندارد.
در این رویکرد دولتها نهادهای هستند که موجودیت و خصوصیتشان وابسته به باز تولید انواع خاصی از رویه هاست. دولت صرفا واحد حقوقی و یا سازمان رسمی ‌نیست (6)بلکه مجموعه ای از رویه هاست که به شکل هنجاری قوام یافتند.
در اینجا خلاصه ای از تئوری سازه انگاری از دید سه اندیشمند برجسته این مکتب بیان می‌کنیم:
راگی سازه انگاری اجتماعی را آگاهی بشری و نقشش در امور بین الملل می‌داند که متکی بر بعد بین ذهنی کنش بشری است. وی بیان می‌کند که هویت های بازیگران و منافعشان از لحاظ اجتماعی ساخته شده اند و حقیقت های اجتماعی برای دوام شان نیاز به نهادهای بشری(پول، ازدواج، حاکمیت و...) دارند.
تاهامو، سازه انگاری را چارچوبی برای تحلیل روابط بین الملل می‌داند که ریشه اش به جامعه شناسی بر می‌گردد و دارای فرضیات مشترکی با مکتب انگلیسی است. (7)در این رهیافت دولت ها را به مثابه موجودات اجتماعی اند که رفتارشان از قواعد، هنجارها، نهادها و هویت ها مشتق شده است. وی سازه انگاری را به عنوان یک آلترناتیو تئوریکی در مطالعه روابط بین الملل می‌داند.
ونت در تئوری اجتماعی سیاست بین الملل بیان می‌کند که تعامل میان بازیگران بستگی به ساختار دانش سیستم بین الملل دارد. دانش را به عنوان فرهنگ و معانی مشترک تعریف می‌کند. تاثیر و هستی فرهنگ جدا از عقاید اشخاص نمی‌تواند باشد اما در عین حال به آنها نیز محدود نمی‌شود بلکه بستگی به چگونگی مفهوم سازی دیگران دارد ونت به سه سطح کلان از ساختار های دانش یا فرهنگ به نام های هابزی، کانتی و لاکی اشاره می‌کند. رفتار دولت ها در سیاست خارجی بستگی به نوع فرهنگی است که در خود درونی کرده اند. در فرهنگ هابزی تلاش برای پیروزی و تخریب دیگران وجود دارد، تاکید زیادی بر فاکتورهای نظامی‌دارد و اگر جنگی هم رخ دهد دولت ها زورشان را محدود نخواهند کرد. در فرهنگ لاکی دولت ها علی الرغم تضاد های که دارند به حاکمیت هم احترام می‌گذارند قدرت نظامی‌مهم است اما یک اولویت نیست. در فرهنگ کانتی دولت ها منازعات خود را بدون جنگ و خونریزی حل و فصل می‌کنند و دولت ها به صورت تیمی‌عمل می‌کنند. دولت ها بر حسب نوع درونی کردن این فرهنگ ها در خود رفتار متفاوتی را درسیاست خارجی اتخاذ می‌کنند(8) و به تبع وضعیت نقش آنها نیز متفاوت خواهد بود.
به نظر ونت سازه انگاری یک تئوری ساختاری از سیستم بین الملل است که:
1- دولت ها واحد های اصلی تحلیل کردن تئوری سیاست بین الملل می‌باشند.
2- ساختار های اساسی در سیستم دولت ها بین الذهنی اند.
3- هویت ها و منافع دولت ها توسط ساختار های اجتماعی شان و در فرایند تعامل ساخته می‌شوند.
4- ساختار و کارگزار به صورت متقابل بر هم اثر می‌گذارند.
مهمترین تاکید ونت بر هویت می‌باشد که در فرایند تعامل بین دولت ها ایجاد می‌شود.
در نهایت دیوید پاتریک هاگتن (9) اشتراکات میان شاخه های مختلف سازه انگاری به صورت زیر بیان می‌دارد:
- اولین اشتراک تفاوت میان حقایق تاسیسی و مفروض است، اینکه مسائل اطراف ما بستگی به عقاید ایده ای ما به آنها دارد. تقریبا تمام سازه انگاران به فاکتورهای ایده ای در تعیین حقایق اجتماعی توجه دارند.
- ساختار و کارگزار متقابلا ساخته می‌شوند و یکی بر دیگری برتری و تسلط ندارد.
- ایده ها، هویت ها منافع دولت ها را شکل یا تکوین می‌دهند و تاکید خاصی بر ایده های جمعی و هنجارها دارند همان طور که فیننمور و سکینک نوشته اند، فاکتورهای ایده ای قابل تقلیل به اشخاص نیستند.
- چهارمین فاکتور مشترک را هویت ها می‌داند که این مورد توسط انسان ها و ایده هایشان ساخته می‌شود.
اندیشمندان سازه انگاری علاوه بر اشتراکاتی که بین آنها در زمینه تاکید بر فاکتورهای ایده ای و فکری وجود دارد اما در عین حال تفاوت های نیز بین آنها وجود دارد که عمده این تفاوت ها درتعیین سطح تحلیل این اندیشمندان می‌باشد (10) و این امر باعث شده است تا شاهد شاخه های متععدی در این تئوری باشیم. برای مثال الکساندر ونت به اهمیت تعاملات دولت ها روی سیستم بین الملل، کاتزنستاین به اهمیت هنجارهای ملی در سیاست بین الملل، توماس رایس به اهمیت هنجارهای فراملی (منطقه ای و یا بین المللی) در سیاست های داخلی و توماس دایز به اهمیت اشکال حکمرانی (شبکه ای، جامعه اقتصادی، دولت فدرال و همکاری دولت ها) بر بازیگران سیاسی توجه اساسی دارند.

منابع:
1. جهانگیر گرمی‌، تحولات سیاست خارجی روسیه: هویت دولت و مساله غرب، چاپ اول (تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، 1384)، صفحه 27.
2. ناصر ه‍ادی‍ان‌، "س‍ازه‌ ان‍گ‍اری‌: از رواب‍ط ب‍ی‍ن‌ال‍م‍ل‍ل‌ ت‍ا س‍ی‍اس‍ت‌ خ‍ارج‍ی" فصلنامه سیاست خارجی، س‍ال‌ ۱۷، ش‌ ۴، (زم‍س‍ت‍ان‌ ۱۳۸۲): ص‌ ۹۱۵.
3. جهانگیر کرمی، "س‍ی‍اس‍ت‌ خ‍ارج‍ی‌ از م‍ن‍ظر ت‍ک‍وی‍ن‌گ‍رای‍ی‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی" راه‍ب‍رد، شماره‌ ۳۱، (ب‍ه‍ار ۱۳۸۳): ص‌ ۱۶۰.
4. Wiener, Antje , ” onstructivism: The Limits of Bridging Gaps”, Available at:
http: / / www.ciaonet.org / olj / jird / jird_sep03_wia01.pdf (may 2003)
5. Jeffrey T Checkel, “The constructivist turn in international relations theory” World Politics – Vol.50, No.2,(January 1998), pp. 324- 348.
6. V. Kubálková, Foreign Policy in a Constructed World, (New York: M.E. Sharpe, 2001), p80.
7. آندرو لینک لیتر، نو واقع گرایی، نظزیه انتقادی و مکتب برسازی، مترجم علیرضا طیب، چاپ اول (تهران: دفتر مطالعات سیاسی، 1386)، 210.
8. Zehfuss Maja, Constructivism in International Relations, (londan: Cambridge Univ Pr, 2002), p, 157.
9. الکساندر ونت، نظریه اجتماعی سیاست بین الملل، مترجم حمیرا مشیرزاده، چاپ اول (تهران:وزارت امورخارجه، 1385)، 227.
9. David Patrick Houghton, “Reinvigorating the Study of Foreign Policy Decision Making: Toward 1
Constructivist Approach”, Foreign Policy Analysis, Vol.3, NO.1 (January 2007) PP. 24- 45