رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور ارومیه

هدف از ایجاد این وبلاگ کمک به دانشجویان رشته علوم سیاسی دانشگاه پیام نور واحد ارومیه می باشد .اینجانب خود از دانشجویان علوم سیاسی واحد ارومیه می باشم .این محلی است برای پرداختن به اندیشه های مطرح سیاسی ،اجتماعی، فرهنگی وعلمی و … در جوامع اسلامی بخصوص در ایران عزیزمان می باشد، که صد البته من مدعی حق انحصاری در ابراز این نقطه نظرات نبوده و نیستم، و به آرای اساتید فن و دانشجویان هم رشته ای خودم و بازدید کنندگان محترم (در صورت رعایت اصل احترام متقابل) ارج نهاده و برای آن احترام قائل هستم،

دیپلماسی نوین جمهوری اسلامی ایران و جابه جایی قدرت در خاورمیانه
نویسنده : حبیب - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/۳۱
 

دیپلماسی نوین جمهوری اسلامی ایران  و جابه جایی قدرت در خاورمیانه


سرزمین ایران از دیر باز دارای منابع سرشار ، موقعیت ویژه گذرگاهی و عبور جاده های ابریشم و ادویه  ، موقعیت ویژه ژئوپلتیک ، تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز ، بافت ویژه جمعیتی ، دسترسی به در یاهای آزاد ، وضعیت توپوگرافی و موقعیت سوق الجیشی و... بوده است.از نظر قدرت سیاسی، در محیط استبدادی و استعمارزده منطقه خاورمیانه، موقعیت ژئوپلیتیک ایران، به دلیل وجود حکومت  مستقل و مردمی ، بسیار حائز اهمیت است .به طوریکه ما در دنیا کمتر از ۱۰ کشور سراغ داریم که از لحاظ سیاسی مستقل بوده و دارای دکترین مختص به خود باشند .کشورهایی چون روسیه ، آمریکا ، چین ، برزیل ، هند ، کشورهایی هستند که دارای دکترین مشخص بوده و از لحاظ سیاسی مستقل محض اند. جمهوری اسلامی ایران نیز در برآورهای سیاسی ، جز کشورهای مستقل سیاسی محض به شمار می آید.

 

     ادامه مطلب ......................................

 

 

 


دیپلماسی نوین جمهوری اسلامی ایران  و جابه جایی قدرت در خاورمیانه


مقدمه 

  سرزمین ایران از دیر باز دارای منابع سرشار ، موقعیت ویژه گذرگاهی و عبور جاده های ابریشم و ادویه  ، موقعیت ویژه ژئوپلتیک ، تسلط بر تنگه استراتژیک هرمز ، بافت ویژه جمعیتی ، دسترسی به در یاهای آزاد ، وضعیت توپوگرافی و موقعیت سوق الجیشی و... بوده است. اما  همه این عوامل که ظاهرا بایستی موجب ارتقاء قدرت کشور در تمام سطوح باشد ،‌ باعث شده است که همواره دستخوش تحولات داخلی و غالبا دست اندازیهای قدرتهای فرامنطقه ای قرار گرفته ودر برهه های مختلف از سوی دول خارجی که اغلب اروپایی بوده اند ، به تجزیه ، اشغال ، و انعقاد قراردادهای ننگین و نا عادلانه  و دخالت صریح در امور داخلی و ... مبتلا بوده است ، به طوریکه به غیر از برهه هایی که حکومت های قدرتمند و مستقل  تاثیر گذار همچون حکومت های هخامنشیان ، صفویه و... در کشور مستقر بودند ، همواره استقلال و عزت عمومی این سرزمین زیر چکمه قدرتهای فرامنطقه ای  زیاده خواه بوده است.

ویژگی های ژئوپلتیکی ایران

از نظر قدرت سیاسی، در محیط استبدادی و استعمارزده منطقه خاورمیانه، موقعیت ژئوپلیتیک ایران، به دلیل وجود حکومت  مستقل و مردمی ، بسیار حائز اهمیت است .به طوریکه ما در دنیا کمتر از ۱۰ کشور سراغ داریم که از لحاظ سیاسی مستقل بوده و دارای دکترین مختص به خود باشند .کشورهایی چون روسیه ، آمریکا ، چین ، برزیل ، هند ، کشورهایی هستند که دارای دکترین مشخص بوده و از لحاظ سیاسی مستقل محض اند. جمهوری اسلامی ایران نیز در برآورهای سیاسی ، جز کشورهای مستقل سیاسی محض به شمار می آید.یک از ویژگی های دیگر اینست که ایران از لحاظ فضایی یک کشورآئرواستراتژیک است و پس از منطقة فضایی تحت کنترل نوراد (فرماندهی عالی دفاع هوافضایی آمریکای شمالی)، دومین منطقة فضایی حساس جهان به شمار می رود و از نظر ژئودکترین، به «هارتلند» یا قلب حیاتی سرزمین جهانی شناخته می شود. در سطح کره زمین ، بخش محدودی به خشکی‌ها اختصاص دارد و در میان خشکی‌های کره زمین، قطعة بزرگ و یکپارچة آسیا ـ اروپا،(اوراسیا) به عنوان جزیره اصلی کره زمین مطرح است که به جزیرة جهانی معروف می باشد ، که سرزمین ایران به عنوان قلب سرزمین حیاتی  (جزیرة جهانی) در جهان ژئودکترین مطرح است و منطقه خلیج فارس به عنوان مرکز مرکز قلب . با این وصف ، برآورد شده است که از سال 2005 میلادی به مدت بیش از پنجاه سال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این موقعیت را حفظ کند.حضور کشورهای بیگانه و نیز تمامی تحرکات و تصمیمات سیاسی ایالت متحده آمریکا و همراهی دیگر قدرتهای فرامنطقه ای در خاورمیانه به خاطر تصرف و تسلط بر هارتلند و در نهایت مرکز قلب زمین یعنی خلیج فارس می باشد.  اما چه عاملی باعث شده است که ایران با توجه به تمامی خصوصیات مذکور که هرکدام در نوع خود بسیار حائز اهمیت است ، نتوانسته است در طول سالیان قبل از انقلاب ،جایگاه شایسته خود را در سطح جهانی داشته باشد.

محدوده هارتلند که به صورت یک بیضی  و مرکز مرکز هارتلند خلیج فارس در وسط آن قرار گرفته است  

پیروزی انقلاب اسلامی و بر هم خوردن برنامه استراتژیک آمریکا در منطقه

حقیقت اینست که ، با پیروزی انقلاب اسلامی و مردمی در سال 1979 به رهبری امام خمینی (ره) ، روند جدیدی در کشور شروع گشت که تا به حال قبل از آن سابقه نداشت. اولین خروجی انقلاب اسلامی ، کسب استقلال کامل سیاسی و قطع دست اندازی قدرتهای فرامنطقه ای به سرکردگی ایالات متحده آمریکا و به تبع آن عدم دستیابی و تسلط بر منطقه مرکز مرکز توسط ایالات متحده آمریکا بود . در سالهای نخستین انقلاب و با وجود در گیری کشور به یک جنگ نابرابر ،مسئولان دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با آگاهی از موقعیت ژئواستراتژیک سرزمینی به تدوین نوعی دیپلماسی بومی با توجه به خصوصیات ژئوپلتیک ، ویژگی های فرهنگی و ... برای پیشبرد اهداف کشور در سطوح مختلف نمودند که در طول 3 دهه و در تقابل با انواع ترفندهای کمرشکن ، از قبیل 8 سال جنگ همه جانبه تحمیلی ، انواع تحریم ها ، فشارهای بسیار شدید ، صدور قطعنامه ها ، تحریم های اقتصادی گسترده ، تحریک تجزیه طلبی و مسائل امنیتی متعدد و... پرداخته و مورد چکش کاری قرار دادند .اما سیاستهای اتخاذ شده خالی از اشکال نبوده و توانایی کسب حداکثری منافع ملی کشور را به نوعی نداشت . لذا ما همواره جهت انجام مذاکرات و پیشبرد اهداف مشکلاتی داشته ایم. و علت اصلی آن را در نبود یک دکترین جامع از لحاظ روش های اعمال سیاست خارجی در سطح بین المللی باید جستجو نمود.

رویکردی بومی و جدید در وزارت خارجه

با روی کار آمدن دولت مردمی دکتر احمدی نژاد و تغییر ساختار سیاست کلی وزارت خارجه از موضع کلاسیک نتیجه گرا به موضع اتخاذ سیاست بومی فاعلانه با تکیه بر عزت ملت ایران سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در مسیر جدیدی قرار گرفت. . سوالی که شاید اینجا مطرح می شود اینست که مثلا ارتباط با کشورهای حوزه آمریکای جنوبی ، آفریقا و به چه درد کشور خواهد خورد ؟و یا سوالات دیگر .در این یک مورد باید گفت که ظاهرا فاصله زیاد این مناطق با ایران به صرفه نیست ، اما اگر به جای دیدگاه  تعریفی و منطقه ای ، جهانی و سیاره ای فکر کنیم و دیدگاه تحلیلی داشته باشیم ، آنگاه با یک حساب سرانگشتی خواهیم فهمید که منطقه ای که به زعم ما بی اهمیت و بدون صرفه در نظر گرفته میشد ، حیات خلوت ایالات متحده آمریکا بوده و به مثابه منطقه خطر برای آمریکاست .که در حکم پاشنه آشیل امنیت ملی آمریکا محسوب می گردد. حال، حضور جمهوری اسلامی ایران در این منطقه و جلب اعتماد قدرت منطقه آمریکای جنوبی یعنی برزیل و حمایت کشورهای آن منطقه از برنامه های جمهوری اسلامی ایران بالاخص برنامه های اتمی ، برد سیاسی و عامل ایجاد توازن سیاسی به نفع ایران نیست ؟ سوای از منافع اقتصادی ، بازاریابی کالاهای ایرانی ، سرمایه گذاری تیمابین و رشد اقتصادی حاصل از آن ، آبا این نوع از دیپلماسی نتوانسته است منافع ملی ایران را در دورترین نقاط جهان تامین نماید . و اصولا سوال اساسی اینست که آیا خط قرمز منافع ملی کشور را باید مرزهای کشور قرار داد و یا باید خط قرمز منافع ملی کشور را به سمت فرای مرزها سوق داد ؟ به قول دانشگاهیان اگر برای ۲۰ بخوانید ۱۵ می شوید و اگر برای ۱۵ بخوانید ۱۰ و اگر برای ۱۰ تک خواهید آورد . پس ما بایستی در سیاست خارجی خود فرامرزی عمل نماییم و دامنه تامین منافع ملی را گسترش دهیم . سوال دیگر اینست که چه عاملی تا کنون  باعث گشته است که ایالات متحده با در اختیار داشتن انواع اهرم های سیاسی و فشار همچون سازمان ملل ، شورای امنیت ، ناتو ، سازمان تجارت جهانی wto"" ، رسانه های سراسری جمعی هم جهت با کاخ سفید ، و لابی های حرفه ای صهیونیستی نتوانسته است که 1- به ایجاد اجماء جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران نائل آید2- برنامه علمی و اتمی ایران را متوقف نماید و 3 – بر منطقه هارتلند انر‍ژی مسلط گردد .

به نظر نگارنده امروز مقامات کشور و بالاخص دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی  ، اهمیت فوق استراتژیک این منطقه خلیج فارس به عنوان مرکز مرکز هارتلند ، به خوبی درک کرده اند و این موضوع را فهمیده اند  که با فرمول دیپلماسی کلاسیک غربی نمی توان منافع ملی کشور را تامین نموده و از پتانسیل نهفته در این منطقه استفاده بهینه نمود و بایستی با تعریفی بومی و در عین حال عملیاتی در صحنه مناسبات بین الملل حضور پیدا کرد.  تحلیل ما این است که ریشه همه مشکلات و گرفتاریهای ما در سطوح مختلف الگو گیری از روشهای غربیست که هیچ سنخیتی با روحیات اجتماعی و جغرافیایی سرزمین ما ندارد ، لذا بومی سازی اصل اساسی برای گرفتن بهترین نتیجه خواهد بود.

جایگاه خلیج فارس

باید گفت که منطقه خلیج فارس  اکنون در طرحریزی های سیاسی از سوی  قدرتهای فرامنطقه ای بالاخص امریکا با عنوان منطقه هارتلند یعنی قلب زمین مطرح است و به آن قلب انرژی زمین اطلاق می گردد. گفتنیست که بیش از ۶۵ درصد از منابع نفتی و فسیلی دنیا در این منطقه قرار داشته و اکنون حدود ۳۰ درصد از تولیدات نفتی دنیا از این منطقه به نقاط مختلف جهان صادر می گردد . در اینجا نقش ویژه سیاسی - اقتصادی خلیج فارس و به خصوص تنگه هرمز بیش از پسش نمایان می گردد.  ایران در این منطقه به عنوان مرکز مکز ، یعنی قلب منطقه هارتلند شناخته می شود و آنها تمامی توان و قدرت خود را بر این گذاشته اند که به هر نحو ممکن این مرکز مرکز را یا به تصرف و تحت تسلط خود درآورند و یا آن را با خود همراه کنند . کوچکترین اختلال در این منطقه باعث تلاطم شدید در دنیا خواهد گشت . و به جرات می توان گفت که مقاومت ملت  و  نظام  جمهوری اسلامی ایران و تسلط بر تنگه هرمز و  این منطقه ژئواستراتژیک در حقیقت تنها مانع بر سر راه  هژمونی آمریکا در سطح جهان بوده است . که این امر بر هیچ کس پوشیده نیست . حال با توجه به رشد روز افزون مولفه هایی چون علوم پزشکی – علوم هسته ای – فناوریهای نو – آغاز حضور در فضا – رشد تکنولوژیهای نظامی – رشد اقتصادی – رشد سرمایه گذاریهای فرهنگی –  و به تبع آن کسب رتبه های جهانی در ترازبندی های بین المللی و... توسط ایران می توان پیش بینی کرد با توجه به روال کنونی حداقل در یک دهه آینده تحولاتی بنیادی در کشور رخ داده و جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری تاثیر گذار در مناسبات بین الملل مطرح خواهد گشت . اولین خروجی اعمال قدرت جمهوری اسلامی این خواهد بود که تا یک دهه آینده توان نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران به حدی از قدرت خواهد رسید که قدرتهای فرامنطقه ای به صورت اتوماتیک و بدون درگیری منطقه را ترک خواهند کرد و اداره منطقه با همراهی کشورهای منطقه به عهده ایران خواهد افتاد . و تقریبا هیچ پروژه  ای بدون اعمال نظر ایران در منطقه اجرا نخواهد گشت . هنزی کیسینجر مشاور امنیت ملی و سیاست خارجی روسای جمهور چند دوره آمریکا ونظریه پرداز مشهور در باره قدرت فزاینده ایران می گوید " در سال 2050اکثر کشورهای جهان "باید" با ایران رابطه خوبی داشته باشند . البته این را خوشبینی دانسته و این تاثیر را در دو دهه آینده را نیز محال نمی داند. با این اوصاف ، اکنون کشور ما در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است ، به طوریکه بیش از گذشته نیازمند اتحاد و تجمیع همه قدرت و پتانسیل ها جهت احیای جایگاه شایسته  و در خور شان ایران وایرانیست و سوای از اختلاف نظرهای سیاسی از نوع سازنده و نه  مخالف با منافع ملی  که آنهم لازمه پیشرفت و توسعه کشور است بایستی همه ایرانیان برای اعتلای کشور در همه سطوح با قدرت به جلو خیز بردارند .

نتیجه :

جمهوری اسلامی ایران باید با اتخاذ دیپلماسی مقاومت فعال و ایجاد موج در توده های عمومی مردم جهان و به تبع آن آگاه سازی افکار عمومی از طریق دیپلماسی عمومی، باید تلاش نماید،توازن سیاسی را به سود خود تغییر داده و به گفته دیگربه صورت تدریجی موقعیت خود را ارتقاء داده و از ابزارهای اعمال سیاست بین المللی که سابقا علیه خود ما استفاده میشد را علیه خود آنها به کار بسته و بهینه سازی نماید . دستگاه دیپلماسی کشور بایستی با تمرکز بر دیپلماسی بومی و فعال به عنوان پشتوانه اصلی دیپلماسی رسمی سعی نماید به جای پاسخگویی در جایگاه متهم، خود را در جایگاه مدعی قرار دهد و موقعیت پیشدستانه به خود بگیرد .یک دستگاه دیپلماسی پخته و کارکشته باید بداند که قدرت منطق بر منطق قدرت فائق خواهد آمد.

منابع :

 

نگارنده

دکتر عزت اله عزتی